غزلیات
اسیر شهرستانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : آسودگی کجا دل بیتاب من کجا
شمارهٔ ۲ : من و بزمی که به مژگان نرسد خواب آنجا
شمارهٔ ۳ : دل و جان سیرگاه یار خواه اینجا و خواه آنجا
شمارهٔ ۴ : بحر عشق است و وفا گوهر پاک است اینجا
شمارهٔ ۵ : بی غنچه و لاله داغ پیدا
شمارهٔ ۶ : جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را
شمارهٔ ۷ : روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را
شمارهٔ ۸ : از بسکه غمت گداخت ما را
شمارهٔ ۹ : به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را
شمارهٔ ۱۰ : سیرکن نو رسیده ما را
شمارهٔ ۱۱ : هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
شمارهٔ ۱۲ : اندیشه کند قبله شکیبایی ما را
شمارهٔ ۱۳ : یا جلوه مده فرشته ها را
شمارهٔ ۱۴ : فسونی خوانده چشمت شیشهها را
شمارهٔ ۱۵ : به دل دوزد نگاهت سینهها را
شمارهٔ ۱۶ : گفتن راز چرا عربده پرداز چرا
شمارهٔ ۱۷ : گر یار در دل است عبث آرزو چرا
شمارهٔ ۱۸ : چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را
شمارهٔ ۱۹ : زوالی نیست دست پیشتر را
شمارهٔ ۲۰ : چو آیینه در دل گدازم نفس را
شمارهٔ ۲۱ : کرده ام از خون دل خالی ایاغ خویش را
شمارهٔ ۲۲ : داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را
شمارهٔ ۲۳ : بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش را
شمارهٔ ۲۴ : آنکه گرداند ز ما دانسته راه خویش را
شمارهٔ ۲۵ : در دل گداختیم تمنای خویش را
شمارهٔ ۲۶ : مو به مو مژگان تر باید شکار عشق را
شمارهٔ ۲۷ : لاله می روید ز بستر ناتوان عشق را
شمارهٔ ۲۸ : مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را
شمارهٔ ۲۹ : نفریبد به خیال نگهت خواب مرا
شمارهٔ ۳۰ : با تمنای تو بسیار حساب است مرا
شمارهٔ ۳۱ : دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا
شمارهٔ ۳۲ : خواب، پرواز حرام است مرا
شمارهٔ ۳۳ : سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا
شمارهٔ ۳۴ : ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
شمارهٔ ۳۵ : از دل مردم عالم خبری نیست مرا
شمارهٔ ۳۶ : بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
شمارهٔ ۳۷ : کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
شمارهٔ ۳۸ : باده چون زور آورد هشیار میسازد مرا
شمارهٔ ۳۹ : پرکاویدم دل خودم را
شمارهٔ ۴۰ : جنون به مستی و هشیاری آزمود مرا
شمارهٔ ۴۱ : لعلت زجام شیر و شکر می دهد مرا
شمارهٔ ۴۲ : چمن جلوه کن غبار مرا
شمارهٔ ۴۳ : عشق ساغر داده شوق تشنه دیدار مرا
شمارهٔ ۴۴ : گر به دام افتد هوای گلستان در سر مرا
شمارهٔ ۴۵ : شد ذوق خاکساری اول هوس مرا
شمارهٔ ۴۶ : چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا
شمارهٔ ۴۷ : پرورده لطف سایه ات امید و بیم را
شمارهٔ ۴۸ : گل گل شکفتی از می و افروختی مرا
شمارهٔ ۴۹ : کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را
شمارهٔ ۵۰ : گر صدق کلامت ندهد بال یقین را
شمارهٔ ۵۱ : اگر ز درد نشانی بود فغان تو را
شمارهٔ ۵۲ : کرده نور دیده خود خواب شیرین تو را
شمارهٔ ۵۳ : کی ز دل بیرون کنم درد تمنای تو را
شمارهٔ ۵۴ : اضطراب دل به من گفت آمدنهای تو را
شمارهٔ ۵۵ : نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
شمارهٔ ۵۶ : کرده ای جیقه جیقه ابرو را
شمارهٔ ۵۷ : رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را
شمارهٔ ۵۸ : داد تاراج مزن صبر نینباشته را
شمارهٔ ۵۹ : چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
شمارهٔ ۶۰ : گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را
شمارهٔ ۶۱ : داده ای ذوق شراب بی خمار آیینه را
شمارهٔ ۶۲ : برده ای دل از میان آیینه را
شمارهٔ ۶۳ : مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای را
شمارهٔ ۶۴ : مکن در کار گلشن جلوههای انتخابی را
شمارهٔ ۶۵ : دلم آیینه گر شرمندگی را
شمارهٔ ۶۶ : جواب از خود رود چون بر زبان آری سؤالی را
شمارهٔ ۶۷ : چه دردسر دهم دیوانگی با سختجانی را
شمارهٔ ۶۸ : به پیری بازگشتی هست لازم هر جوانی را
شمارهٔ ۶۹ : نماید جلوهاش اکسیر جانها خاکراهی را
شمارهٔ ۷۰ : جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
شمارهٔ ۷۱ : فهمیده چشم شوخ تو حال خراب ما
شمارهٔ ۷۲ : نکرده شکوه بیجا زیارت لب ما
شمارهٔ ۷۳ : شد شیشه خانه باغ دل از جان سخت ما
شمارهٔ ۷۴ : رام اطاعتیم و کشاکش کمند ما
شمارهٔ ۷۵ : ارغوان زار شفق یک آتش بی دود ما
شمارهٔ ۷۶ : زلف ساقی گر نیندازد گره در کار ما
شمارهٔ ۷۷ : گر ندانی تا قیامت راز ما
شمارهٔ ۷۸ : چه حرف مهر و وفا گوش کرده ای از ما
شمارهٔ ۷۹ : گردش چشم تغافل ساغر لبریز ما
شمارهٔ ۸۰ : آیینه شود دود چراغ نفس ما
شمارهٔ ۸۱ : گردیده خوان نعمت وجه معاش ما
شمارهٔ ۸۲ : غمش باشد شراب بیغش ما
شمارهٔ ۸۳ : زخمی افسانه ناصح نگردد گوش ما
شمارهٔ ۸۴ : تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما
شمارهٔ ۸۵ : دور چشم بد زسوز سینه غمناک ما
شمارهٔ ۸۶ : سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما
شمارهٔ ۸۷ : دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
شمارهٔ ۸۸ : آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
شمارهٔ ۸۹ : گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
شمارهٔ ۹۰ : درد عشق آشیانه دل ما
شمارهٔ ۹۱ : بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
شمارهٔ ۹۲ : هر چند تپید بسمل ما
شمارهٔ ۹۳ : جذبهها زین کوشش بیبال و پر دیدیم ما
شمارهٔ ۹۴ : خار و گل را جوش یک پیمانه میدانیم ما
شمارهٔ ۹۵ : در محبت از جنون امداد می خواهیم ما
شمارهٔ ۹۶ : از بسکه خورد نیش خموشی بیان ما
شمارهٔ ۹۷ : شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه ما
شمارهٔ ۹۸ : چه غم دارد دل از اندیشه ما
شمارهٔ ۹۹ : ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
شمارهٔ ۱۰۰ : از می دیگر است مستی ما
شمارهٔ ۱۰۱ : با شکوه همزبان نشود گفتگوی ما
شمارهٔ ۱۰۲ : جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما
شمارهٔ ۱۰۳ : پری گشته آیینه دار هوا
شمارهٔ ۱۰۴ : صبح است مست باده دوشینه هوا
شمارهٔ ۱۰۵ : گردون ز بسکه برد غمت در دیارها
شمارهٔ ۱۰۶ : از مهر تو سینه ها اثرها
شمارهٔ ۱۰۷ : شمشیر تو قبله گاه سرها
شمارهٔ ۱۰۸ : ای نام تو قبله زبانها
شمارهٔ ۱۰۹ : تا چند خبر پرسی از بیسروسامانها
شمارهٔ ۱۱۰ : زنجیری طرهات ختنها
شمارهٔ ۱۱۱ : قبله عالم میخانه خم ابروها
شمارهٔ ۱۱۲ : ای گلشن از بهار خیال تو سینهها
شمارهٔ ۱۱۳ : خوش بهاری است قدحنوشیها
شمارهٔ ۱۱۴ : دل آیینه خانه زنبور
شمارهٔ ۱۱۵ : میرسد مست شکوه کاهیها
شمارهٔ ۱۱۶ : بس که میترسم از جداییها
شمارهٔ ۱۱۷ : دوزخ اقلیم خودنماییها
شمارهٔ ۱۱۸ : سرو شوخ من بیا تنها بیا غافل بیا
شمارهٔ ۱۱۹ : عارضت گلدسته باغ نظر دارم بیا
شمارهٔ ۱۲۰ : سیرگاه قدح کشان مهتاب
شمارهٔ ۱۲۱ : بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
شمارهٔ ۱۲۲ : موجها برده دل ز باغ در آب
شمارهٔ ۱۲۳ : چه خوش افتاده عکس ماه در آب
شمارهٔ ۱۲۴ : پری رخی است عرق کرده عکس ماه در آب
شمارهٔ ۱۲۵ : عکس مهتاب کشیده است پریخانه در آب
شمارهٔ ۱۲۶ : مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
شمارهٔ ۱۲۷ : بهار سوختن گردیده شمع بزم ما امشب
شمارهٔ ۱۲۸ : محبت خوش جناغی بسته وحشت الفت است امشب
شمارهٔ ۱۲۹ : آنچه از ما می کشد حیرانی ما روز و شب
شمارهٔ ۱۳۰ : داغ بر دل می گذارم روز و شب
شمارهٔ ۱۳۱ : اگر دنیا اگر عقبا علی بن ابیطالب
شمارهٔ ۱۳۲ : فلک آیینه اسکندر علی بن ابیطالب
شمارهٔ ۱۳۳ : دل را بسوز و درد نهان را دوا طلب
شمارهٔ ۱۳۴ : روز وصل است انتظار غریب
شمارهٔ ۱۳۵ : میپرستی میدهد یادم نوای عندلیب
شمارهٔ ۱۳۶ : از شوق دیده عقل چو تدبیر می گداخت
شمارهٔ ۱۳۷ : می رنگ هوس در دل ویران من انداخت
شمارهٔ ۱۳۸ : نازک شد از وفا دل و قدر جفا شناخت
شمارهٔ ۱۳۹ : خون بود دل که لذت درد نهان شناخت
شمارهٔ ۱۴۰ : عشق نیرنگ تغافل با دل بیتاب ریخت
شمارهٔ ۱۴۱ : ز گر مخوییت آتش ز لاله زار گریخت
شمارهٔ ۱۴۲ : چنان زخوی تو هر کس به هر دیار گریخت
شمارهٔ ۱۴۳ : خط بر سرهر حرف چو تقویم کشندت
شمارهٔ ۱۴۴ : دلی ز دور به صد رنگ مینمایندت
شمارهٔ ۱۴۵ : داغ تو ز بسکه سینه تاب است
شمارهٔ ۱۴۶ : از آنم دل عدوی اضطراب است
شمارهٔ ۱۴۷ : تو را ز حسن بهار جمال سیراب است
شمارهٔ ۱۴۸ : از جلوه تو چشم دل و جان لبالب است
شمارهٔ ۱۴۹ : تا روغن چراغ دلم درد غربت است
شمارهٔ ۱۵۰ : در آتش عشق تو خرد خام نخست است
شمارهٔ ۱۵۱ : گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
شمارهٔ ۱۵۲ : از بزم رفتنی که گلستان الفت است
شمارهٔ ۱۵۳ : صفحه افلاک سرلوح کتاب غفلت است
شمارهٔ ۱۵۴ : بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت است
شمارهٔ ۱۵۵ : چو نیست قدر وفا طاقت جفا عبث است
شمارهٔ ۱۵۶ : سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاست
شمارهٔ ۱۵۷ : رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست
شمارهٔ ۱۵۸ : یک حرف شکوه از لب خشنود برنخاست
شمارهٔ ۱۵۹ : ناله از دل بی خیال گلعذاری بر نخاست
شمارهٔ ۱۶۰ : به وادیی که مروت پناه صیاد است
شمارهٔ ۱۶۱ : هر دل از یاد تو مرغ چمن را زخود است
شمارهٔ ۱۶۲ : باده کامل عیار جوش خود است
شمارهٔ ۱۶۳ : دل بی درد ز افسردن حالش پیداست
شمارهٔ ۱۶۴ : گل دیوانگی از سایه خارم پیداست
شمارهٔ ۱۶۵ : گل صد برگ ز درهم شده کارم پیداست
شمارهٔ ۱۶۶ : زعشق مرتبه حسن دلنشین پیداست
شمارهٔ ۱۶۷ : آتش نسبی از نفسم ظاهر و پیداست
شمارهٔ ۱۶۸ : از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
شمارهٔ ۱۶۹ : از عکس تنت جیب قبا آینه زار است
شمارهٔ ۱۷۰ : نه همین دام و نه دانه بسیار است
شمارهٔ ۱۷۱ : تنگ غم تو خانه دل از هوا پر است
شمارهٔ ۱۷۲ : بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است
شمارهٔ ۱۷۳ : به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر است
شمارهٔ ۱۷۴ : به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر است
شمارهٔ ۱۷۵ : گر به دست آید گل داغ از گلستان خوشتر است
شمارهٔ ۱۷۶ : حرف مجنون تو از گلبرگ تر نازکتر است
شمارهٔ ۱۷۷ : گریه ابر از سمن رنگین تر است
شمارهٔ ۱۷۸ : گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
شمارهٔ ۱۷۹ : موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است
شمارهٔ ۱۸۰ : بسکه سودای تماشای تو پنهان در سر است
شمارهٔ ۱۸۱ : سینه صافیهای من روشنگر است
شمارهٔ ۱۸۲ : هر نفس جزو پریشان کتاب دیگر است
شمارهٔ ۱۸۳ : الفت آباد محبت را خراج دیگر است
شمارهٔ ۱۸۴ : قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
شمارهٔ ۱۸۵ : اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
شمارهٔ ۱۸۶ : جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
شمارهٔ ۱۸۷ : نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
شمارهٔ ۱۸۸ : شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
شمارهٔ ۱۸۹ : گرد راه تو جلوه پرداز است
شمارهٔ ۱۹۰ : روز جزا خجالت سرشار نارساست
شمارهٔ ۱۹۱ : ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
شمارهٔ ۱۹۲ : قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
شمارهٔ ۱۹۳ : آتش زدی به لاله، عذار اینچنین خوش است
شمارهٔ ۱۹۴ : فیض نومیدی از امید مروت بیش است
شمارهٔ ۱۹۵ : پرواز هوای تو که بال و پر شمع است
شمارهٔ ۱۹۶ : تعلق سد راه کام عشق است
شمارهٔ ۱۹۷ : سلیمانی است دل نقش نگینش نام معشوق است
شمارهٔ ۱۹۸ : دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
شمارهٔ ۱۹۹ : همه روی زمین خطرناک است
شمارهٔ ۲۰۰ : بهار شوخی او جشن تازه فلک است
شمارهٔ ۲۰۱ : ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
شمارهٔ ۲۰۲ : به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
شمارهٔ ۲۰۳ : دل بیغم گل بی آب و رنگ است
شمارهٔ ۲۰۴ : گلبانگ عاشقان چمن راز بلبل است
شمارهٔ ۲۰۵ : نی همین نقش پی شوق جنون پیما دل است
شمارهٔ ۲۰۶ : ممنون خویش بودن دل قوّت دل است
شمارهٔ ۲۰۷ : هستی و نیستی آیینه دیدار دل است
شمارهٔ ۲۰۸ : می تواند جوش زد تا آسمان آخر دل است
شمارهٔ ۲۰۹ : گردش چشم او ایاغ دل است
شمارهٔ ۲۱۰ : جلوه باغ نظر و چهره گلستان دل است
شمارهٔ ۲۱۱ : توفیق زاده نظر پاک من دل است
شمارهٔ ۲۱۲ : شوخیش بسکه وحشی افسانه دل است
شمارهٔ ۲۱۳ : مپرس غم ز برای چه آشنای دل است
شمارهٔ ۲۱۴ : هر کجا موج هیاهوی دل است
شمارهٔ ۲۱۵ : چون محبت جوش باطن زد فراغت مشکل است
شمارهٔ ۲۱۶ : پیش او اظهار غمهای نهانی مشکل است
شمارهٔ ۲۱۷ : هر چند باده قوت دل و شربت گل است
شمارهٔ ۲۱۸ : از نگاهش خلد ایما پر گل است
شمارهٔ ۲۱۹ : صبح مشاطه هوای گل است
شمارهٔ ۲۲۰ : آن چهره که خورشید غلام است کدام است
شمارهٔ ۲۲۱ : ساقی نشناسیم دل از دست کدام است
شمارهٔ ۲۲۲ : تسلیم اسیر سلسله انقیاد ماست
شمارهٔ ۲۲۳ : در بر دل تو و دل دلبر ماست
شمارهٔ ۲۲۴ : گر شود همسایه زلفت صبا نامحرم است
شمارهٔ ۲۲۵ : دایم ز تمنای تو دل در نظر ماست
شمارهٔ ۲۲۶ : هر دل که زعشق یارگرم است
شمارهٔ ۲۲۷ : فغانم از دل دیوانه گرم است
شمارهٔ ۲۲۸ : پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است
شمارهٔ ۲۲۹ : حرف بی صرفه و بیتابی اظهار کم است
شمارهٔ ۲۳۰ : فراموشی فراموش دل ماست
شمارهٔ ۲۳۱ : چشم بدخو چون هجوم آورد طاقت خوشنماست
شمارهٔ ۲۳۲ : چمن چمن گل آشفتگی به دامن ماست
شمارهٔ ۲۳۳ : ز فیض گریه چمن یک بساط چیده ماست
شمارهٔ ۲۳۴ : دردی که رنگ چاره نداند دوای ماست
شمارهٔ ۲۳۵ : به رنگ باده صراحی طلسم هستی ماست
شمارهٔ ۲۳۶ : فتادگی ثمر نخل سرفرازی ماست
شمارهٔ ۲۳۷ : به عالم حکم اشک ما روان است
شمارهٔ ۲۳۸ : درد دل گفتن همین تنها نه در نا گفتن است
شمارهٔ ۲۳۹ : مژه ها با نگاه در سخن است
شمارهٔ ۲۴۰ : به حرف لب نگشودن رسایی سخن است
شمارهٔ ۲۴۱ : امتحان خلق دل پامال سودا کردن است
شمارهٔ ۲۴۲ : بزم حیرت را چراغ از دیده ما روشن است
شمارهٔ ۲۴۳ : شمع راز من ز سیمای نگفتن روشن است
شمارهٔ ۲۴۴ : کی در صفا چو تیغ تواش سینه روشن است
شمارهٔ ۲۴۵ : اخگرم آفت بیداری من خواب من است
شمارهٔ ۲۴۶ : ساغر باده شرمسار من است
شمارهٔ ۲۴۷ : دریا نمی ز اشک نمک پرور من است
شمارهٔ ۲۴۸ : آه بی تاثیر من تیر من است
شمارهٔ ۲۴۹ : دل پروانه فروغ گهر راز من است
شمارهٔ ۲۵۰ : کشته ناز تو کی با کش ز طعن دشمن است
شمارهٔ ۲۵۱ : حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
شمارهٔ ۲۵۲ : خرابه گرد فلک احتشام آه من است
شمارهٔ ۲۵۳ : جمعیت جهان ز پریشانی من است
شمارهٔ ۲۵۴ : سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است
شمارهٔ ۲۵۵ : آهم از بس که آتشین است
شمارهٔ ۲۵۶ : هر چند بهشت دلنشین است
شمارهٔ ۲۵۷ : بسترم تیغ و زخم بالین است
شمارهٔ ۲۵۸ : تماشاگاه دل چشم سیاه است
شمارهٔ ۲۵۹ : با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است
شمارهٔ ۲۶۰ : گریه خاکستر گداخته است
شمارهٔ ۲۶۱ : سجده غفلت من قبله نما ساخته است
شمارهٔ ۲۶۲ : دیگر به بزم او سخن ما گذشته است
شمارهٔ ۲۶۳ : کار نفس ز جلوه رنگین گذشته است
شمارهٔ ۲۶۴ : گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته است
شمارهٔ ۲۶۵ : گلشن ز جلوه تو پریخانه گشته است
شمارهٔ ۲۶۶ : از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
شمارهٔ ۲۶۷ : بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
شمارهٔ ۲۶۸ : به جنون عشق مایل افتاده است
شمارهٔ ۲۶۹ : کدام شوق به راه دویدن افتاده است
شمارهٔ ۲۷۰ : هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
شمارهٔ ۲۷۱ : نه همین از دوری احباب داغم کرده است
شمارهٔ ۲۷۲ : آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
شمارهٔ ۲۷۳ : دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است
شمارهٔ ۲۷۴ : گلستان شرم و گلزار حیا آورده است
شمارهٔ ۲۷۵ : دلم از یاد تو خندان شده است
شمارهٔ ۲۷۶ : به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است
شمارهٔ ۲۷۷ : یاد زلف تو مرا مصرع حالی شده است
شمارهٔ ۲۷۸ : گریه زچشمم به امان آمده است
شمارهٔ ۲۷۹ : شور دل پیشتر از دل به جهان آمده است
شمارهٔ ۲۸۰ : بی جام و شیشه چشم تو خمار بوده است
شمارهٔ ۲۸۱ : تا غم نبوده خاطر خرم نبوده است
شمارهٔ ۲۸۲ : موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است
شمارهٔ ۲۸۳ : بعد عمری سویم از روی مروت دیده است
شمارهٔ ۲۸۴ : رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
شمارهٔ ۲۸۵ : ز بویی بیخودم رویی که دیده است
شمارهٔ ۲۸۶ : مطرب ترانه ای که دماغم رسیده است
شمارهٔ ۲۸۷ : بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
شمارهٔ ۲۸۸ : خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
شمارهٔ ۲۸۹ : هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
شمارهٔ ۲۹۰ : دشت جنون ز فتنه چشم تو دیدهای است
شمارهٔ ۲۹۱ : هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است
شمارهٔ ۲۹۲ : نظر به جوهر اصلی نه زشت مکتسبی است
شمارهٔ ۲۹۳ : خیال دام و قفس انتظار آزادی است
شمارهٔ ۲۹۴ : دارم دلی که آینه پیرای بیخودی است
شمارهٔ ۲۹۵ : دلم را صبح عید جانسپاری است
شمارهٔ ۲۹۶ : از خوی تو عالم چمن شعله نگاری است
شمارهٔ ۲۹۷ : هر عارض افروخته مشاطه نازی است
شمارهٔ ۲۹۸ : دل آواره مستمندکسی است
شمارهٔ ۲۹۹ : دلی دارم که مست جام ساقی است
شمارهٔ ۳۰۰ : دو جهان از کتاب دل ورقی است
شمارهٔ ۳۰۱ : بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
شمارهٔ ۳۰۲ : داری تمام عالم اگر آشنا یکی است
شمارهٔ ۳۰۳ : دامان پاک عاشق و برگ سمن یکی است
شمارهٔ ۳۰۴ : جایی که دامگاه غزال رمیدگی است
شمارهٔ ۳۰۵ : در تماشای تو هر چشمی دلی است
شمارهٔ ۳۰۶ : هر سبزه این باغ نشان خم دامی است
شمارهٔ ۳۰۷ : خموشیها عجب شیرین زبانی است
شمارهٔ ۳۰۸ : بهار عمر و نوروز جوانی است
شمارهٔ ۳۰۹ : حال دل را تنم از ضعف زبانم گویاست
شمارهٔ ۳۱۰ : هر غنچه نشکفته نظر باز نگاهی است
شمارهٔ ۳۱۱ : ز جام عشق تو هر سبزه مست سودایی است
شمارهٔ ۳۱۲ : نگاهش دورگرد آشنایی است
شمارهٔ ۳۱۳ : گل هر ابر رنگین هوایی است
شمارهٔ ۳۱۴ : ز حرف دوست اگر کار من نرفت از دست
شمارهٔ ۳۱۵ : هر جا که نقش توبه شکستن شود درست
شمارهٔ ۳۱۶ : ز بسکه هر طرف از خاطرم غبار نشست
شمارهٔ ۳۱۷ : در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست
شمارهٔ ۳۱۸ : شادیم از دلی که شکستن عیار اوست
شمارهٔ ۳۱۹ : حسن آتش و دل سمندر اوست
شمارهٔ ۳۲۰ : جفا جویی سپند آتش اوست
شمارهٔ ۳۲۱ : درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
شمارهٔ ۳۲۲ : آنچه دل را می نوازد درد بیدرمان اوست
شمارهٔ ۳۲۳ : کرده خونم را صف مژگان چراغان زیر پوست
شمارهٔ ۳۲۴ : بیقراریهای عشق آیینه دار خوی دوست
شمارهٔ ۳۲۵ : گر دل غبار گشته امید خیال هست
شمارهٔ ۳۲۶ : وحدت جهان گرفت و تماشا چنانکه هست
شمارهٔ ۳۲۷ : هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
شمارهٔ ۳۲۸ : اگر ستم کند امید احترامی هست
شمارهٔ ۳۲۹ : با اشک تلخکام اسیران گلاب چیست
شمارهٔ ۳۳۰ : صیقل رسوایی راز نهان پیداست کیست
شمارهٔ ۳۳۱ : دماغ وحشی ما صید بوی الفت کیست
شمارهٔ ۳۳۲ : فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست
شمارهٔ ۳۳۳ : آن دل که نام درد نداند سپند کیست
شمارهٔ ۳۳۴ : فیض بیداری مسیح بخت آلود کیست
شمارهٔ ۳۳۵ : نمی داند محبت درهم از کیست
شمارهٔ ۳۳۶ : بوی چمن ز خانه به دوشان شوق کیست
شمارهٔ ۳۳۷ : گلزارها ز اشک جگرتاب چشم کیست
شمارهٔ ۳۳۸ : جنون بوی گل افسانه کیست
شمارهٔ ۳۳۹ : بی غرض چون گردد الفت محرم و بیگانه کیست
شمارهٔ ۳۴۰ : گریه بیقرار پیدا نیست
شمارهٔ ۳۴۱ : رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست
شمارهٔ ۳۴۲ : به فکر خاطر ناشاد ما نیست
شمارهٔ ۳۴۳ : ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست
شمارهٔ ۳۴۴ : از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیست
شمارهٔ ۳۴۵ : گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیست
شمارهٔ ۳۴۶ : نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست
شمارهٔ ۳۴۷ : همزبان بزم ما غیر از در و دیوار نیست
شمارهٔ ۳۴۸ : جلوه ای از چشم دل مستور نیست
شمارهٔ ۳۴۹ : همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
شمارهٔ ۳۵۰ : صبرم حریف عربده نیم ناز نیست
شمارهٔ ۳۵۱ : از راز محبت که گلی جز خطرش نیست
شمارهٔ ۳۵۲ : گرچه از سامان حیرانی نظر درویش نیست
شمارهٔ ۳۵۳ : خجلت الفت کشد هر دل که با ما صاف نیست
شمارهٔ ۳۵۴ : عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست
شمارهٔ ۳۵۵ : جز مراد دلت مرادم نیست
شمارهٔ ۳۵۶ : کدام صبح که سرمشق انتظارم نیست
شمارهٔ ۳۵۷ : به دور چشم توام التجا به دوران نیست
شمارهٔ ۳۵۸ : در تن بیمار لعل روح پرورد تو نیست
شمارهٔ ۳۵۹ : در سراپای شهید غم پنهان تو نیست
شمارهٔ ۳۶۰ : دیده ناکام را جز تهمت نظاره نیست
شمارهٔ ۳۶۱ : خرقه پوشی است خودنمایی نیست
شمارهٔ ۳۶۲ : آیا دیگر چه مدعا داشت
شمارهٔ ۳۶۳ : فلک ز کام من سفله کیش عار نداشت
شمارهٔ ۳۶۴ : رواج ساختگی های روزگار نداشت
شمارهٔ ۳۶۵ : عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
شمارهٔ ۳۶۶ : در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
شمارهٔ ۳۶۷ : در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت
شمارهٔ ۳۶۸ : سبزه ما کی ز برق خرمنی اندیشه داشت
شمارهٔ ۳۶۹ : دلم با سوز پنهانی سری داشت
شمارهٔ ۳۷۰ : تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت
شمارهٔ ۳۷۱ : در دلم سیر کوی یار گذشت
شمارهٔ ۳۷۲ : بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت
شمارهٔ ۳۷۳ : دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت
شمارهٔ ۳۷۴ : گردش چشم تماشا می گشت
شمارهٔ ۳۷۵ : شوق روزی که پی چاک گریبان میگشت
شمارهٔ ۳۷۶ : حرف شوقت مختصر خواهم نوشت
شمارهٔ ۳۷۷ : نامه شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت
شمارهٔ ۳۷۸ : فلک برات که بر شهپر هما ننوشت
شمارهٔ ۳۷۹ : دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
شمارهٔ ۳۸۰ : گشته آیینه بیقرار خطت
شمارهٔ ۳۸۱ : نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
شمارهٔ ۳۸۲ : قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت
شمارهٔ ۳۸۳ : می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
شمارهٔ ۳۸۴ : گلستانی که هوای دل نومید گرفت
شمارهٔ ۳۸۵ : تا غمش در دلم قرار گرفت
شمارهٔ ۳۸۶ : از قدش جلوه باز کام گرفت
شمارهٔ ۳۸۷ : آهم گرهگشاست مدد میتوان گرفت
شمارهٔ ۳۸۸ : مشق گداز دل ز نفس میتوان گرفت
شمارهٔ ۳۸۹ : ره بر امید بیشترک میتوان گرفت
شمارهٔ ۳۹۰ : هر دم ز گریه فیض نوی میتوان گرفت
شمارهٔ ۳۹۱ : لاله به کف جام دمیدن گرفت
شمارهٔ ۳۹۲ : شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت
شمارهٔ ۳۹۳ : جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت
شمارهٔ ۳۹۴ : فرصت مجنون اگر دنبال محمل می گرفت
شمارهٔ ۳۹۵ : گر عسس مال کسی از دزد معنی می گرفت
شمارهٔ ۳۹۶ : جلوه حسن تو بس در صورت و معنی گرفت
شمارهٔ ۳۹۷ : آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت
شمارهٔ ۳۹۸ : از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت
شمارهٔ ۳۹۹ : داروی هوش و هوش ربایی خوشا دلت
شمارهٔ ۴۰۰ : پرده چشم سمن پیراهنت
شمارهٔ ۴۰۱ : ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
شمارهٔ ۴۰۲ : نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
شمارهٔ ۴۰۳ : مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
شمارهٔ ۴۰۴ : گه به درد و گه به داغ ما مپیچ
شمارهٔ ۴۰۵ : لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ
شمارهٔ ۴۰۶ : بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
شمارهٔ ۴۰۷ : آن میگساری شب و این دور باش صبح
شمارهٔ ۴۰۸ : گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
شمارهٔ ۴۰۹ : شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
شمارهٔ ۴۱۰ : دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
شمارهٔ ۴۱۱ : بسکه از مهر او گداخته صبح
شمارهٔ ۴۱۲ : جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح
شمارهٔ ۴۱۳ : سیم اشکم صیقل آیینه گلهای صبح
شمارهٔ ۴۱۴ : گشته تا صیاد ما مژگان شوخ
شمارهٔ ۴۱۵ : که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
شمارهٔ ۴۱۶ : اضطرابم رهین طاقت باد
شمارهٔ ۴۱۷ : رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
شمارهٔ ۴۱۸ : بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد
شمارهٔ ۴۱۹ : گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
شمارهٔ ۴۲۰ : غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد
شمارهٔ ۴۲۱ : عنان دل به مژگان میتوان داد
شمارهٔ ۴۲۲ : رشته وادی هجر تو گرم سر میداد
شمارهٔ ۴۲۳ : اشکم از بس کرده آب روی گلها را زیاد
شمارهٔ ۴۲۴ : گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
شمارهٔ ۴۲۵ : تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبد
شمارهٔ ۴۲۶ : کجا بیکاوش دردی صد چاک میزیبد
شمارهٔ ۴۲۷ : قطره چون موج اضطراب افتد
شمارهٔ ۴۲۸ : ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
شمارهٔ ۴۲۹ : آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد
شمارهٔ ۴۳۰ : گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
شمارهٔ ۴۳۱ : در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
شمارهٔ ۴۳۲ : به لب هردم ز شادی شُکر این سودا نمیگنجد
شمارهٔ ۴۳۳ : سخنها بر زبان چون رشته ها بر سوزنی پیچید
شمارهٔ ۴۳۴ : دلم تا چند از شرم نگاهی مضطرب گردد
شمارهٔ ۴۳۵ : همای گرد مجنون تو پرواز آشیان گردد
شمارهٔ ۴۳۶ : گر دل شکند مهرت از او دور نگردد
شمارهٔ ۴۳۷ : عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
شمارهٔ ۴۳۸ : با ذوق گریه از دل خوناب کم نگردد
شمارهٔ ۴۳۹ : اشکم از یاد لبت آب گهر می گردد
شمارهٔ ۴۴۰ : دل شکسته درستی پذیر می گردد
شمارهٔ ۴۴۱ : در آن وادی که سرعت خاک دامنگیر میگردد
شمارهٔ ۴۴۲ : چه شد گردیدهام حیران، لبم خاموش میگردد
شمارهٔ ۴۴۳ : عبث فضولی عقلم وکیل می گردد
شمارهٔ ۴۴۴ : ز شوخی مژه گر جام برنمی گردد
شمارهٔ ۴۴۵ : چه کردهام که دگر بدگمان نمیگردد
شمارهٔ ۴۴۶ : اگر خاکستر پروانه ما توده می گردد
شمارهٔ ۴۴۷ : ز آهم خاطر منت گساران تازه می گردد
شمارهٔ ۴۴۸ : اگر عارض برافروزی شرر پروانه می گردد
شمارهٔ ۴۴۹ : خیال بت مرا بس در دل دیوانه می گردد
شمارهٔ ۴۵۰ : گردیده ام اسیر دوا یا علی مدد
شمارهٔ ۴۵۱ : مالک رقاب فتح و ظفر یا علی مدد
شمارهٔ ۴۵۲ : ز خون دل چه قدرها چمن حنا بندد
شمارهٔ ۴۵۳ : چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
شمارهٔ ۴۵۴ : دلی نسیم به عید بهار می بندد
شمارهٔ ۴۵۵ : ندیدم آن لب شیرین بخندد
شمارهٔ ۴۵۶ : گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
شمارهٔ ۴۵۷ : از تماشای رخت شام و سحر می خندد
شمارهٔ ۴۵۸ : دید در خواب که بر وضع جهان می خندد
شمارهٔ ۴۵۹ : میان مهربانی آنچنان بیگانه می خندد
شمارهٔ ۴۶۰ : دیوانه ما قحط خریدار پسندد
شمارهٔ ۴۶۱ : می گلگون ز مژگان سیاه یار می بارد
شمارهٔ ۴۶۲ : غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد
شمارهٔ ۴۶۳ : پس از عمری به رویم گر نگاهی کرد جا دارد
شمارهٔ ۴۶۴ : بخت با ما سر جفا دارد
شمارهٔ ۴۶۵ : صدف گوهر چمن گل ابر باران دل وفا دارد
شمارهٔ ۴۶۶ : بهار می رسد و برگ عیشها دارد
شمارهٔ ۴۶۷ : در راه تو دل شتاب دارد
شمارهٔ ۴۶۸ : در دل خیال چشمش مست است و خواب دارد
شمارهٔ ۴۶۹ : از دل ما دلت خبر دارد
شمارهٔ ۴۷۰ : به جایی میرسد شوقی که الفت راهبر دارد
شمارهٔ ۴۷۱ : ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد
شمارهٔ ۴۷۲ : جدا هر جلوه ای بینی ز سودای نظر دارد
شمارهٔ ۴۷۳ : شوق رازی است که اظهار در آتش دارد
شمارهٔ ۴۷۴ : خطی از هر سر مو محشر تابم دارد
شمارهٔ ۴۷۵ : گل خیال که در آب و آتشم دارد
شمارهٔ ۴۷۶ : ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمی
شمارهٔ ۴۷۷ : چرخ به تسلیم پیشه دست ندارد
شمارهٔ ۴۷۸ : هر دل خبر از آینه دید ندارد
شمارهٔ ۴۷۹ : دلی کز غمش می به ساغر ندارد
شمارهٔ ۴۸۰ : نگاه خونی و مژگان تیغزن دارد
شمارهٔ ۴۸۱ : نزاکت اینقدر نی برگ گل نی یاسمن دارد
شمارهٔ ۴۸۲ : دل ما زخمی از مرهم ندارد
شمارهٔ ۴۸۳ : بیدل چه سراید به خیالی که ندارد
شمارهٔ ۴۸۴ : غبار عاشق اکسیر وفا در آستین دارد
شمارهٔ ۴۸۵ : ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین دارد
شمارهٔ ۴۸۶ : به از درد او جان پناهی ندارد
شمارهٔ ۴۸۷ : نگه در دیده اندام تو دارد
شمارهٔ ۴۸۸ : نه اشک است اینکه بی یاد تو در چشمم غلو دارد
شمارهٔ ۴۸۹ : بوی گل و روی ماه دارد
شمارهٔ ۴۹۰ : هر دل که غم همیشه دارد
شمارهٔ ۴۹۱ : دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
شمارهٔ ۴۹۲ : تغافل در نگه پنهان که دارد
شمارهٔ ۴۹۳ : محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
شمارهٔ ۴۹۴ : زاهد از سبحه رشته ای دارد
شمارهٔ ۴۹۵ : فقر هم خودنمایی ای دارد
شمارهٔ ۴۹۶ : حباب با دل من آشنایی ای دارد
شمارهٔ ۴۹۷ : شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
شمارهٔ ۴۹۸ : ز خود هم می گریزد راز پنهان کسی دارد
شمارهٔ ۴۹۹ : ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد
شمارهٔ ۵۰۰ : دل به یاد تو زهر چاک هلالی دارد
شمارهٔ ۵۰۱ : گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمیدارد
شمارهٔ ۵۰۲ : به بزم شیخ و برهمن نشستنی دارد
شمارهٔ ۵۰۳ : تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد
شمارهٔ ۵۰۴ : دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد
شمارهٔ ۵۰۵ : گر دست هوای تو به دلها نگذارد
شمارهٔ ۵۰۶ : نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذارد
شمارهٔ ۵۰۷ : اگر بینش ز مژگان پر برآرد
شمارهٔ ۵۰۸ : جذب نگهت جام می از تاک برآرد
شمارهٔ ۵۰۹ : خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آرد
شمارهٔ ۵۱۰ : دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد
شمارهٔ ۵۱۱ : مگو کشتن بلایی بر سر منصور میآرد
شمارهٔ ۵۱۲ : کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
شمارهٔ ۵۱۳ : پروانه چراغ وفا پر کجا برد
شمارهٔ ۵۱۴ : سودای تو ما را به تمنای دگر برد
شمارهٔ ۵۱۵ : رنگی که حسن از دل نومید می برد
شمارهٔ ۵۱۶ : کلفت زخاطرم دل بیدار می برد
شمارهٔ ۵۱۷ : خط رسید آن چشم و آن ابرو همان دل میبرد
شمارهٔ ۵۱۸ : از من و بلبل صبا صبر و تحمل می برد
شمارهٔ ۵۱۹ : چنگ دل از نغمهای نی از نوایی میبرد
شمارهٔ ۵۲۰ : کی دل کلید راز به دست زبان سپرد
شمارهٔ ۵۲۱ : بسکه دارم به دل محبت درد
شمارهٔ ۵۲۲ : کی قیامت در نظر با این تماشا بگذرد
شمارهٔ ۵۲۳ : نیست درویش آنکه از تاراج عزت بگذرد
شمارهٔ ۵۲۴ : یاد چشمت سرگران تا چند از دل بگذرد
شمارهٔ ۵۲۵ : گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد
شمارهٔ ۵۲۶ : نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد
شمارهٔ ۵۲۷ : در دلم یاد یار می گذرد
شمارهٔ ۵۲۸ : کسی که در دل خود از نیاز میگذرد
شمارهٔ ۵۲۹ : آفتی وام می توانم کرد
شمارهٔ ۵۳۰ : ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
شمارهٔ ۵۳۱ : رخی از باده رخشان می توان کرد
شمارهٔ ۵۳۲ : گریبان رشک گلشن می توان کرد
شمارهٔ ۵۳۳ : وفا با خاکساری می توان کرد
شمارهٔ ۵۳۴ : هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
شمارهٔ ۵۳۵ : دلی کجاست که سامان عیش ما گیرد
شمارهٔ ۵۳۶ : زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد
شمارهٔ ۵۳۷ : ز اشکم غنچه در هرجا گلاب رنگ میگیرد
شمارهٔ ۵۳۸ : وفا به مهر و عداوت به کین نمیارزد
شمارهٔ ۵۳۹ : سررشته جنون ره اهل هوس نزد
شمارهٔ ۵۴۰ : نیم داغ گلی تا هر دو رویم یک هوا سوزد
شمارهٔ ۵۴۱ : دل رمیده به صد آب و تاب می سوزد
شمارهٔ ۵۴۲ : نه همین نامه چو شمع از خبرم می سوزد
شمارهٔ ۵۴۳ : جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک میریزد
شمارهٔ ۵۴۴ : توفیق در این بادیه رهبر نشناسد
شمارهٔ ۵۴۵ : دیوانه او غیر تحمل نشناسد
شمارهٔ ۵۴۶ : جان سختی دلم را بیداد می شناسد
شمارهٔ ۵۴۷ : گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
شمارهٔ ۵۴۸ : گذشته ایم ز سر تا به نقش پا چه رسد
شمارهٔ ۵۴۹ : جایی که حکم ناله شبگیر می رسد
شمارهٔ ۵۵۰ : شوق ره گم کردهای از وادیِ دل میرسد
شمارهٔ ۵۵۱ : دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد
شمارهٔ ۵۵۲ : کسی که داغ جنونش طراز سر باشد
شمارهٔ ۵۵۳ : نوبهار است به میخانه مبارک باشد
شمارهٔ ۵۵۴ : نگه یار گریبان تو باشد
شمارهٔ ۵۵۵ : جنون داغی ز سودای تو باشد
شمارهٔ ۵۵۶ : خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانهای باشد
شمارهٔ ۵۵۷ : جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
شمارهٔ ۵۵۸ : اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد
شمارهٔ ۵۵۹ : دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد
شمارهٔ ۵۶۰ : دیوانه تو بار محبت نمی کشد
شمارهٔ ۵۶۱ : بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد
شمارهٔ ۵۶۲ : ز آسمان محبت چه وحی نازل شد
شمارهٔ ۵۶۳ : عالم از جلوه تو خرم شد
شمارهٔ ۵۶۴ : گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشد
شمارهٔ ۵۶۵ : مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک میجوشد
شمارهٔ ۵۶۶ : در محبت اشک و آه بی محابا را چه شد
شمارهٔ ۵۶۷ : می کنم پرواز ذوق جانفشانی را چه شد
شمارهٔ ۵۶۸ : ز خوی سرکشی دل در بر امّید میرقصد
شمارهٔ ۵۶۹ : تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد
شمارهٔ ۵۷۰ : رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
شمارهٔ ۵۷۱ : کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند
شمارهٔ ۵۷۲ : چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
شمارهٔ ۵۷۳ : دل آتشپرستم شعله از اخگر نمیداند
شمارهٔ ۵۷۴ : به دل اضطرابی دعا می رساند
شمارهٔ ۵۷۵ : شکفتن در ریاض خاطرم بیکار میماند
شمارهٔ ۵۷۶ : دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند
شمارهٔ ۵۷۷ : مشتی از خاکستر پروانه پیدا کرده اند
شمارهٔ ۵۷۸ : همچو خس آیینه پرداز شرارم کرده اند
شمارهٔ ۵۷۹ : دوستان فکری به حالم کرده اند
شمارهٔ ۵۸۰ : پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اند
شمارهٔ ۵۸۱ : از دلم روزی که طرح روزگار انداختند
شمارهٔ ۵۸۲ : عشق نگشوده طلسمی است که بر دل بستند
شمارهٔ ۵۸۳ : به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند
شمارهٔ ۵۸۴ : فریب جلوه مستانه دادند
شمارهٔ ۵۸۵ : تا دل مست تو را داغ وفا بخشیدند
شمارهٔ ۵۸۶ : عاجزان چون نام غیرت می برند
شمارهٔ ۵۸۷ : از وفا صافدلانی که می ناب خورند
شمارهٔ ۵۸۸ : بیدلان ملک وفا را نه به خاتم گیرند
شمارهٔ ۵۸۹ : عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند
شمارهٔ ۵۹۰ : خاموشی از ترانه ما جوش می زند
شمارهٔ ۵۹۱ : گه نگاهش کاروان چشم آهو میزند
شمارهٔ ۵۹۲ : آنانکه هوس مائده کام شناسند
شمارهٔ ۵۹۳ : سرمهای هر جا به چشم داغ سودا میکشند
شمارهٔ ۵۹۴ : دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند
شمارهٔ ۵۹۵ : به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
شمارهٔ ۵۹۶ : همه دَردیم تا دوا چه کند
شمارهٔ ۵۹۷ : صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
شمارهٔ ۵۹۸ : خرم کسی که دل به غمت شاد میکند
شمارهٔ ۵۹۹ : خار گلزار وفا گل میکند
شمارهٔ ۶۰۰ : رشک حسنت خار در پیراهن گل میکند
شمارهٔ ۶۰۱ : در گلستان جگر داغ تو بس گل میکند
شمارهٔ ۶۰۲ : نیرنگ باده رفع حجابم نمی کند
شمارهٔ ۶۰۳ : در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
شمارهٔ ۶۰۴ : در بزم چو با عارض پر نور نشیند
شمارهٔ ۶۰۵ : یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
شمارهٔ ۶۰۶ : امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
شمارهٔ ۶۰۷ : چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود
شمارهٔ ۶۰۸ : دوش ساز ناله ام آهنگ بود
شمارهٔ ۶۰۹ : گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود
شمارهٔ ۶۱۰ : گر سر و کار کسی با دل نبود
شمارهٔ ۶۱۱ : سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
شمارهٔ ۶۱۲ : از جان که می شنید اگر حرف غم نبود
شمارهٔ ۶۱۳ : دیدیم زهر چشم تو عمر دوباره بود
شمارهٔ ۶۱۴ : چشمت امشب ساقی و بیطاقتی پیمانه بود
شمارهٔ ۶۱۵ : قاصدی از گرد جولانش به هرسو میدود
شمارهٔ ۶۱۶ : هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
شمارهٔ ۶۱۷ : صبح است و فیض گریه مستانه می رود
شمارهٔ ۶۱۸ : گر آفتاب مهر تو از سینه می رود
شمارهٔ ۶۱۹ : ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شود
شمارهٔ ۶۲۰ : دشمن هوشی به رویت چشم تر نتوان گشود
شمارهٔ ۶۲۱ : گر شبی یاد تو دور از جان غمگینم شود
شمارهٔ ۶۲۲ : از شکستن دل ما رام تظلم نشود
شمارهٔ ۶۲۳ : مستی ز شور لعل تو هشیار میشود
شمارهٔ ۶۲۴ : از من آن چشم تغافلکیش غافل میشود
شمارهٔ ۶۲۵ : بیدلی صبر نیندوخته ای می خواهد
شمارهٔ ۶۲۶ : مست است و عرض آتش رخسار می دهد
شمارهٔ ۶۲۷ : هر که بیند لذت بیتابیم سر می دهد
شمارهٔ ۶۲۸ : عاشق از شوق نگاه واپسین جان می دهد
شمارهٔ ۶۲۹ : اجر جفا و مزد وفا را که می دهد
شمارهٔ ۶۳۰ : گر نگه نکهت گلزار حیا می باید
شمارهٔ ۶۳۱ : نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید
شمارهٔ ۶۳۲ : از آتش ما گر نفسی دود برآید
شمارهٔ ۶۳۳ : هر دل که ز بیداد تو نومید برآید
شمارهٔ ۶۳۴ : یاد چشمت چو به سیر دل ما می آید
شمارهٔ ۶۳۵ : از چمن بی نقاب می آید
شمارهٔ ۶۳۶ : غباری از طواف کعبه مقصود می آید
شمارهٔ ۶۳۷ : دلم زیاد نگاهت به شور میآید
شمارهٔ ۶۳۸ : یاد چشمت چو پی غارت جان میآید
شمارهٔ ۶۳۹ : کجا از آتش می گرمی خوی تو می آید
شمارهٔ ۶۴۰ : آسودگی خاطر ناشاد مپرسید
شمارهٔ ۶۴۱ : بیستون روزی به یاد خاطر شادم رسید
شمارهٔ ۶۴۲ : بوالهوس لاف محبت زد و آزار کشید
شمارهٔ ۶۴۳ : حیرانی ما باغ و بهار است ببینید
شمارهٔ ۶۴۴ : چقدرها ز رهت نشو و نما می روید
شمارهٔ ۶۴۵ : دل چو خون شد ناز اشک پرده در نتوان کشید
شمارهٔ ۶۴۶ : ندیدنی است بساط جهان قدم بردار
شمارهٔ ۶۴۷ : زاهد در این بهار به ما توبه واگذار
شمارهٔ ۶۴۸ : زنده دردم به درمانم چه کار
شمارهٔ ۶۴۹ : جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
شمارهٔ ۶۵۰ : ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار
شمارهٔ ۶۵۱ : دیوانه خطت دل ویرانه بهار
شمارهٔ ۶۵۲ : پیداست عکس چهره گل در هوای ابر
شمارهٔ ۶۵۳ : شبنم باغ وفا از خار دندان سخت تر
شمارهٔ ۶۵۴ : حسنش از گلزارها گلزارتر
شمارهٔ ۶۵۵ : دلم خون شد دل بیداد خوشتر
شمارهٔ ۶۵۶ : ساقی تبسم مژه کام بیشتر
شمارهٔ ۶۵۷ : سینه صافی با عداوت خویشتر
شمارهٔ ۶۵۸ : بیتابم ز حوصله صاحب کمال تر
شمارهٔ ۶۵۹ : شهید راز پنهان را سرافرازی نهان بهتر
شمارهٔ ۶۶۰ : انداز لطفش از گل و گلزار تازه تر
شمارهٔ ۶۶۱ : خنده از گل جلوه از سرو خرامان تازه تر
شمارهٔ ۶۶۲ : حیا پرورد نازی از دل اندوهگین مگذر
شمارهٔ ۶۶۳ : خط آزادی پریشان می نماید در نظر
شمارهٔ ۶۶۴ : مستم و آن چشم شهلا در نظر
شمارهٔ ۶۶۵ : داردم شوق تو بیتاب سفر
شمارهٔ ۶۶۶ : زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر
شمارهٔ ۶۶۷ : دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر
شمارهٔ ۶۶۸ : ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
شمارهٔ ۶۶۹ : هر گردش چشم تو پریخانه دیگر
شمارهٔ ۶۷۰ : آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر
شمارهٔ ۶۷۱ : به نام گریه من فال میزند زنجیر
شمارهٔ ۶۷۲ : نگنجد در سرم سودای زنجیر
شمارهٔ ۶۷۳ : بحر وجود محشر موج و حباب گیر
شمارهٔ ۶۷۴ : صیقل دل از غبار خاکساری یادگیر
شمارهٔ ۶۷۵ : دست اگر داری به غیر از دامن صحرا مگیر
شمارهٔ ۶۷۶ : ای برای دلم سراپا ناز
شمارهٔ ۶۷۷ : ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز
شمارهٔ ۶۷۸ : پرتو شمع تو پروانه گداز است هنوز
شمارهٔ ۶۷۹ : سرمه واری در نظر زان خاک پا دارم هنوز
شمارهٔ ۶۸۰ : راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز
شمارهٔ ۶۸۱ : مایه عیش اسیران خاطر غمناک بس
شمارهٔ ۶۸۲ : قرار بخش دل تنگ یاد آن گل بس
شمارهٔ ۶۸۳ : گفتوگویی شنیدهام که مپرس
شمارهٔ ۶۸۴ : دارم دل افروخته چون خلوت فانوس
شمارهٔ ۶۸۵ : نکرده دست تهی اهل دیده را قلاش
شمارهٔ ۶۸۶ : شراری را نماند جا در آتش
شمارهٔ ۶۸۷ : شکار آینه گردیده آه می رسدش
شمارهٔ ۶۸۸ : سینه تا شد قلمرو تیرش
شمارهٔ ۶۸۹ : خداوندا مکن کس را شهید خنجر نازش
شمارهٔ ۶۹۰ : صبا در نافه میغلتد ز گرد راه پابوسش
شمارهٔ ۶۹۱ : کرده ام بسکه آرزوی خطش
شمارهٔ ۶۹۲ : ای چشم و چراغ آفرینش
شمارهٔ ۶۹۳ : گل گرفتار نقش بالینش
شمارهٔ ۶۹۴ : از قدش جلوه انتخاب فروش
شمارهٔ ۶۹۵ : ای کرده ز یاد ما فراموش
شمارهٔ ۶۹۶ : تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش
شمارهٔ ۶۹۷ : بیکسیم ساخت خریدار خویش
شمارهٔ ۶۹۸ : جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
شمارهٔ ۶۹۹ : نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش
شمارهٔ ۷۰۰ : اشک بلبل نمک چش خویش
شمارهٔ ۷۰۱ : گر از تو بشنویم جواب سلام خویش
شمارهٔ ۷۰۲ : پرکاری معشوق نهان است در این باغ
شمارهٔ ۷۰۳ : اشک گلگونم به راه وعده می کارد چراغ
شمارهٔ ۷۰۴ : بهارم گلستان در گلستان ضعف
شمارهٔ ۷۰۵ : همین دانسته چشمش جای می خون خوردن عاشق
شمارهٔ ۷۰۶ : بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق
شمارهٔ ۷۰۷ : یکدلم گرچه پریشان نظرم ساخته عشق
شمارهٔ ۷۰۸ : خوابم شده تا سرمه بیداری توفیق
شمارهٔ ۷۰۹ : دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک
شمارهٔ ۷۱۰ : بیا ای هجر و وصلت مایه شیب و شباب دل
شمارهٔ ۷۱۱ : شدی مست و زد چاک جیب قبا گل
شمارهٔ ۷۱۲ : دیدن رویش نه تنها می برد از یاد گل
شمارهٔ ۷۱۳ : جلوه حسنت چمن پرداز گل
شمارهٔ ۷۱۴ : کرده ای انتخاب خنده گل
شمارهٔ ۷۱۵ : لبریز خنده است چمن از هوای گل
شمارهٔ ۷۱۶ : سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
شمارهٔ ۷۱۷ : بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام
شمارهٔ ۷۱۸ : لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
شمارهٔ ۷۱۹ : به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
شمارهٔ ۷۲۰ : در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
شمارهٔ ۷۲۱ : گرچه سودای تو یک عمر به سر داشتهام
شمارهٔ ۷۲۲ : در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
شمارهٔ ۷۲۳ : فانوس شمع خلوت دیدار گشته ام
شمارهٔ ۷۲۴ : در دل از مستی فغان گم کرده ام
شمارهٔ ۷۲۵ : لاله داغم ز گلزار جگر جوشیدهام
شمارهٔ ۷۲۶ : مشغول یاد اوست دل پاره پاره ام
شمارهٔ ۷۲۷ : لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
شمارهٔ ۷۲۸ : بس که خود را بسته دام بلا میخواستم
شمارهٔ ۷۲۹ : ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
شمارهٔ ۷۳۰ : اگر عاقل اگر دیوانه مستم
شمارهٔ ۷۳۱ : ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم
شمارهٔ ۷۳۲ : گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
شمارهٔ ۷۳۳ : آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
شمارهٔ ۷۳۴ : خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
شمارهٔ ۷۳۵ : با لبش همزبانیی کردم
شمارهٔ ۷۳۶ : دلی به خاک ره انتظار می بندم
شمارهٔ ۷۳۷ : نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم
شمارهٔ ۷۳۸ : به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
شمارهٔ ۷۳۹ : نگران که بود رشک به حسرت دارم
شمارهٔ ۷۴۰ : غمی رنگین تر از گلزار دارم
شمارهٔ ۷۴۱ : پیاله بر کف و چشم تو در نظر دارم
شمارهٔ ۷۴۲ : نگه در دیده مانند گلی در دام خس دارم
شمارهٔ ۷۴۳ : خصم را زخمی شمشیر تحمل دارم
شمارهٔ ۷۴۴ : دلم گداخت سر ساغر گران دارم
شمارهٔ ۷۴۵ : سر و برگ هر شمع یا گل ندارم
شمارهٔ ۷۴۶ : دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم
شمارهٔ ۷۴۷ : نمی گنجد به محشر فوج عصیانی که من دارم
شمارهٔ ۷۴۸ : اگر شادم از غم رهایی ندارم
شمارهٔ ۷۴۹ : ز خون دیده و لخت جگر رنگین شبی دارم
شمارهٔ ۷۵۰ : دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم
شمارهٔ ۷۵۱ : نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم
شمارهٔ ۷۵۲ : سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
شمارهٔ ۷۵۳ : ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم
شمارهٔ ۷۵۴ : درد و داغ نهانیی دارم
شمارهٔ ۷۵۵ : بود روزی که پا ز این گل برآرم
شمارهٔ ۷۵۶ : حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
شمارهٔ ۷۵۷ : گل داغم از رنگ و بو می گریزم
شمارهٔ ۷۵۸ : منم که نشئه می از خمار نشناسم
شمارهٔ ۷۵۹ : کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم
شمارهٔ ۷۶۰ : خوار عشقم به اعتبار قسم
شمارهٔ ۷۶۱ : هوای خلد ندارم به کوی یار قسم
شمارهٔ ۷۶۲ : ز دست دل گهی در آتش و گه در چمن باشم
شمارهٔ ۷۶۳ : خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم
شمارهٔ ۷۶۴ : در نظر نقش و نگارت می کشم
شمارهٔ ۷۶۵ : تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
شمارهٔ ۷۶۶ : حدیث لعل تو را گرچه مختصر دانم
شمارهٔ ۷۶۷ : ز چشم تر نمیآید تماشایی که من دانم
شمارهٔ ۷۶۸ : اگر بیهوده گردم شهر از صحرا نمی دانم
شمارهٔ ۷۶۹ : کو جنون تا از می وارستگی ساغر زنم
شمارهٔ ۷۷۰ : صلحم نساخت با تو در جنگ می زنم
شمارهٔ ۷۷۱ : مستم پیاله بر سر افسانه می زنم
شمارهٔ ۷۷۲ : صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم
شمارهٔ ۷۷۳ : کو جنون کز سنگ طفلان خانهای پیدا کنم
شمارهٔ ۷۷۴ : کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
شمارهٔ ۷۷۵ : از صبر من آزرده شد تا چند آزارش کنم
شمارهٔ ۷۷۶ : کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم
شمارهٔ ۷۷۷ : آن را که من زمال جهان محتشم کنم
شمارهٔ ۷۷۸ : یاد چشمی را به افسون رام الفت میکنم
شمارهٔ ۷۷۹ : گاه با مجنون و گاهی با صبا سر می کنم
شمارهٔ ۷۸۰ : روزگاری شد که با عشق آشنایی میکنم
شمارهٔ ۷۸۱ : ز دودمان دل و دیده یادگار منم
شمارهٔ ۷۸۲ : چه سرخوشم که ندانم دل و کباب از هم
شمارهٔ ۷۸۳ : دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم
شمارهٔ ۷۸۴ : پیمان توبه در صف مستان شکسته ایم
شمارهٔ ۷۸۵ : با خون دل غبار خطش را سرشته ایم
شمارهٔ ۷۸۶ : سیماب توشه سفر خواب کرده ایم
شمارهٔ ۷۸۷ : تا نکته ای ز علم و ادب گوش کرده ایم
شمارهٔ ۷۸۸ : مصرع پیچیده زنجیر سودا خوانده ایم
شمارهٔ ۷۸۹ : تا از دل و دین جدا نگشتیم
شمارهٔ ۷۹۰ : چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیم
شمارهٔ ۷۹۱ : عقلیم و طفل مکتب نادانی خودیم
شمارهٔ ۷۹۲ : ماییم و یاد دوست غنیمت کجا بریم
شمارهٔ ۷۹۳ : بار امید و ناز قناعت نمی کشیم
شمارهٔ ۷۹۴ : ما درد به درمان مسیحا نفروشیم
شمارهٔ ۷۹۵ : آسمان را رحم می آید به سرگردانیم
شمارهٔ ۷۹۶ : با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم
شمارهٔ ۷۹۷ : زخم دل گر شده بیکار به مرهم ندهیم
شمارهٔ ۷۹۸ : آشفته دلی دارم چون ساغر بد مستان
شمارهٔ ۷۹۹ : لخت جگر پاره بر آه نفس افشان
شمارهٔ ۸۰۰ : محراب دعا ساخته ام آن صف مژگان
شمارهٔ ۸۰۱ : ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن
شمارهٔ ۸۰۲ : بهانه را پر پرواز می توان کردن
شمارهٔ ۸۰۳ : گلزار مستمندان روی تو سیر دیدن
شمارهٔ ۸۰۴ : خوش بهشتی است روی او دیدن
شمارهٔ ۸۰۵ : به نهانخانه وحدت گذری پیدا کن
شمارهٔ ۸۰۶ : حال زار مرا تماشا کن
شمارهٔ ۸۰۷ : دل را به یاد مهر و وفا آشنا مکن
شمارهٔ ۸۰۸ : می بین چنین و یک نگه آشنا مکن
شمارهٔ ۸۰۹ : قتل ارباب هوس نامزد ناز مکن
شمارهٔ ۸۱۰ : جان بده ناکام و کام آرزو حاصل مکن
شمارهٔ ۸۱۱ : زاهد به جان زهد که آزار من مکن
شمارهٔ ۸۱۲ : زاهد به جز آزار ما کاری مکن کاری مکن
شمارهٔ ۸۱۳ : خوی آتش پیشه را تعلیم خود رایی مکن
شمارهٔ ۸۱۴ : دیده را روشن سواد سطر بینایی مکن
شمارهٔ ۸۱۵ : شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من
شمارهٔ ۸۱۶ : ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
شمارهٔ ۸۱۷ : بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
شمارهٔ ۸۱۸ : گه استغنا گهی رو دیده ام من
شمارهٔ ۸۱۹ : مبین خوار اگر هست اگر نیستم من
شمارهٔ ۸۲۰ : چو اخگر شعله پرورد است مغز استخوان من
شمارهٔ ۸۲۱ : چون شعله آبروی نیاز است خون من
شمارهٔ ۸۲۲ : گر افسرده گر سرکش است آه من
شمارهٔ ۸۲۳ : گر به محشر لطف ساقی عذرخواه آید برون
شمارهٔ ۸۲۴ : دچارم گر شود آیینه گوید سیر باغ است این
شمارهٔ ۸۲۵ : چشم بیگانگی پناه ببین
شمارهٔ ۸۲۶ : بیا و در دلم ای وحشت آشنا بنشین
شمارهٔ ۸۲۷ : سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین
شمارهٔ ۸۲۸ : صبر و شکیب دیده و جان و دلم از او
شمارهٔ ۸۲۹ : سرو رعنا غبار جلوه او
شمارهٔ ۸۳۰ : رو دیده ام زگرمی بی اختیار تو
شمارهٔ ۸۳۱ : بیا در آتشم افکن بگو ببین و برو
شمارهٔ ۸۳۲ : خونم به جوش آمده تیغ نگاه کو
شمارهٔ ۸۳۳ : نگه خون شد به چشم دیدنی کو
شمارهٔ ۸۳۴ : گریزان خودم از شرم بیتابی پناهی کو
شمارهٔ ۸۳۵ : هر نقش قدم چشمه خون است در این راه
شمارهٔ ۸۳۶ : خبر ز سوز نداری سروده نای که چه
شمارهٔ ۸۳۷ : طفل است و بدخو جوید بهانه
شمارهٔ ۸۳۸ : همه تن آینه ای دست بر آیینه منه
شمارهٔ ۸۳۹ : چشم است و نور دیده خیالت در آینه
شمارهٔ ۸۴۰ : اگر از خنده گر از چین جبین ساخته ای
شمارهٔ ۸۴۱ : دارم ز کاوش مژه ات جان تازه ای
شمارهٔ ۸۴۲ : طرف کلاهی از مژه بالا شکسته ای
شمارهٔ ۸۴۳ : ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ای
شمارهٔ ۸۴۴ : بند از پایم برای امتحان دزدیده ای
شمارهٔ ۸۴۵ : ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
شمارهٔ ۸۴۶ : به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
شمارهٔ ۸۴۷ : در آتش دارم از هر عضو بندی
شمارهٔ ۸۴۸ : هشیاریم گلی ز گلستان بیخودی
شمارهٔ ۸۴۹ : گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
شمارهٔ ۸۵۰ : ز بیدرد محبت حال اهل دل چه میپرسی
شمارهٔ ۸۵۱ : خراب گشته ز ویرانه که می پرسی
شمارهٔ ۸۵۲ : نکند گرچه کسی گوش به فریاد کسی
شمارهٔ ۸۵۳ : دل را چگونه منع محبت کند کسی
شمارهٔ ۸۵۴ : اگر در خواب خود را دیده باشی
شمارهٔ ۸۵۵ : و ما فیهما غیر جذب الوفا شیء
شمارهٔ ۸۵۶ : دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
شمارهٔ ۸۵۷ : داریم بر تو احترامی
شمارهٔ ۸۵۸ : هر جلوه که در دیده ما کرده سلامی
شمارهٔ ۸۵۹ : هیچ دانی که چرا خوش چشمی
شمارهٔ ۸۶۰ : درد دل ز آن بیشتر دارم که تدبیرش کنی
شمارهٔ ۸۶۱ : همه نازی نیاز می بینی
شمارهٔ ۸۶۲ : مستی سراسر سفر ناز می روی
شمارهٔ ۸۶۳ : نمی دانم زبان دادخواهی
شمارهٔ ۸۶۴ : به طوفان اشکی به غوغای آهی
شمارهٔ ۸۶۵ : به استقبال مژگان سیاهی
شمارهٔ ۸۶۶ : خویش آیینه دار خود رایی
شمارهٔ ۸۶۷ : نه سوخته الفت دردم نه دوایی
شمارهٔ ۸۶۸ : دیده از جوش گریه دریایی
شمارهٔ ۸۶۹ : دل کشته آرزوست می گویی