برگردان به زبان ساده
هر دل خبر از آینه دید ندارد
هر ذره نسب نامه خورشید ندارد
هوش مصنوعی: هر قلبی نمیتواند آنچه را که در آینه است ببیند و هر ذرهای نمیتواند خاستگاه و نسبت خود با خورشید را بشناسد.
ناکامی جاوید رسانید به کامم
نومیدیم از وصل تو نومید ندارد
هوش مصنوعی: محرومیت همیشگی از وصالت، به آرزوهایم آسیب رسانده است و ناامیدی من از وصالهات هرگز پایان نمییابد.
تنهایی تنها نشود رهبر موری
کثرت خبر از عالم توحید ندارد
هوش مصنوعی: تنهایی به تنهایی نمیرسد و رهبری حتی یک مورچه نمیتواند به حقیقت کثرت پدیدهها پی ببرد و از عالم یگانگی و وحدت خبری ندارد.
تنها نه غم خود غم یک قافله دارم
غارتزده جز حسرت جاوید ندارد
هوش مصنوعی: من تنها غم خود را ندارم، بلکه غم یک قافلهدار و غارتشده را هم دارم که تنها حسرتی دائمی به جا گذاشته است.
صاحبنظران چشم به راه دگرانند
صد قبله نما هست و یکی دید ندارد
هوش مصنوعی: اهل نظر و دانش در انتظار کسانی دیگر هستند، در حالی که بسیاری از راهنماها و نشانهها وجود دارد، اما هیچ یک به حقیقت نمینگرند.
در حیرتم از پرورش ابر مکافات
بر تاک خطا رفت و ثمر بید ندارد
هوش مصنوعی: من در شگفتم که چگونه ابر عذاب میتواند بر درختی که دچار خطا شده، صدور یابد و درخت بید هیچ ثمرهای نداشته باشد.
همدرد اسیرم به تمنای تو عمری است
دارم ز تو روزی که شب عید ندارد
هوش مصنوعی: من همدرد کسی هستم که به خاطر تو مدتهاست در انتظار تو زندگی میکنم؛ از زمانی که شب عید هم هیچ معنایی برایم ندارد.