برگردان به زبان ساده
جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک میریزد
محبت در دلم چون غنچه رنگ چاک میریزد
هوش مصنوعی: جنون و دیوانگی هر لحظه بر سر من میریزد، در دل من محبت و عشق مثل رنگی که به گلبرگ غنچه میچسبد، جاری میشود.
سرم بادا حباب جوی شمشیر جفاکیشی
که آب خضرش از سرچشمه فتراک میریزد
هوش مصنوعی: من در دنیایی از خیال و عشق غرق شدهام، مانند حبابی در جوی آب که به واسطهی شمشیر خیانت و غم از آن بیرون میآید. این آب زلال و بینقص از سرچشمهای محوری و اصلی میریزد، یادآور آن است که زیبایی و واقعیات زندگی در عین حال در معرض خطر نیز هستند.
خرامی گر به گلشن مست با این حسن عالمسوز
به هرسو آفتابی چون خزان تاک میریزد
هوش مصنوعی: اگر زیبای دلفریبی در باغ خوشبو باشد و با زیباییاش همهجا را روشن کند، مانند تابشی است که در فصل پاییز بر درخت انگور میریزد و زیباییاش همهجا را تحت تاثیر قرار میدهد.
دهد چون ساغر می لاله بیداغ در صحرا
چو در جولان عرق ز آن روی آتشناک میریزد
هوش مصنوعی: وقتی که ساقی، جام می را به ما میدهد، مانند لالهای بدون زخم در دشت، انگار عرقی که از آن چهره داغ و سوزان میریزد، به زمین مینشیند.
چنان از درد هجران تو مینالد اسیر امشب
که اختر جای اشک از دیده افلاک میریزد
هوش مصنوعی: امشب، اسیر به شدت برای دوری تو گریان است، به گونهای که ستارهها به جای اشک، از آسمان اشک میریزند.