برگردان به زبان ساده
گر از تو بشنویم جواب سلام خویش
بالای آفتاب نویسیم نام خویش
هوش مصنوعی: اگر تو به سلام ما پاسخ دهی، ما نام خود را بر روی آفتاب خواهیم نوشت.
یک ره نظر به حال دل ما نمی کنی
افتاده است مرغ نگاهت به دام خویش
هوش مصنوعی: تو هرگز نگاهی به حال و روز دل ما نمیکنی، در حالی که نگاهت خودش در دام علاقهاش گرفتار شده است.
تا چند چون صبا ز خود افسردگی کشم
جوشی چو غنچه می زنم آخر به کام خویش
هوش مصنوعی: چقدر باید از خودم احساس ناراحتی کنم؟ مثل غنچهای که در انتظار شکفتن است، سرانجام با شوق و اشتیاق به خواستههای خود میرسم.
عمری گذشت و قرب نگاهی نیافتم
آن طالعم کجاست که خوانی غلام خویش
هوش مصنوعی: سالها سپری شد و هیچ نگاهی از عشق نیافتم. آن ستارهی خوب بخت من کجاست که من همچنان به درگاهش میخوانم؟
خواهم اسیر اینقدر از بخت همرهی
کز همزبان یار کشم انتقام خویش
هوش مصنوعی: میخواهم به حدی از بخت خود خوشحال باشم که بتوانم از همزبان یارم انتقام بگیرم.