برگردان به زبان ساده
سخنها بر زبان چون رشته ها بر سوزنی پیچید
خوش آزاری کشد هوشی که در فهمیدنی پیچد
هوش مصنوعی: سخنها مانند رشتههایی هستند که بر روی سوزنی پیچیده میشوند و این کار زحمت زیادی را میطلبد. انسانی که هوش و درک خوبی دارد، میتواند پیچیدگیها را درک کند و با دقت بیشتری به فهم سخنها بپردازد.
دلم گر پنجه با فولاد گیرد تا بد از جوهر
ندارد دستم آن قدرت که طرف دامنی پیچد
هوش مصنوعی: اگر دل من با فولاد هم درگیر شود، باز هم کار از دست من خارج است و آنقدر قدرت ندارم که بتوانم حتی لبه دامن کسی را بگیرم.
به خارم هر که آتش می زند در پرده می سوزم
مبادا دود تلخی در دماغ دشمنی پیچد
هوش مصنوعی: هر کسی که با آتش شعله میکشد، باعث میشود من مانند یک خار بسوزم، چرا که نمیخواهم تلخی دود آن به دشمنانم برسد.
نبندد خواب غفلت بال پرواز دل روشن
ندیدم ذره ای هرگز به دام روزنی پیچد
هوش مصنوعی: خواب غفلت مانع پرواز قلب روشن نمیشود و هرگز ندیدم که ذرهای به دام روزنهای گرفتار شود.
به این نیرنگها صید دلم کردن به آن ماند
که طفل از ساده لوحی بلبلی در گلشنی پیچد
هوش مصنوعی: به این ترفندها، دل من را شکار کردند؛ مانند کودکی که از سادگیاش، بلبل را در گلی به دام میاندازد.
ز بیم حرف سرد دوستان آتش مزاجان را
نفس دودی است کز باد صبا در گلخنی پیچد
هوش مصنوعی: از ترس اینکه دوستان با حرفهای بیتفاوت و سرد برخورد کنند، روح و حال کسانی که احساسات گرم و پرشوری دارند، مانند دودی است که در هوای ملایم صبحگاهی در گوشهای از خانه پیچیده و پراکنده میشود.
نفس پیچد چو دود از وصف هر مویش اسیر امشب
چه خواهم گفت اگر آن طره در پیچیدنی پیچد
هوش مصنوعی: وقتی که نفس مانند دود از وصف هر موی او در میپیچد، امشب نمیدانم چه باید بگویم؛ اگر آن گردنکلفت او هم در پیچ و تاب بیفتد.