برگردان به زبان ساده
راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز
گلبن عزت دمید از خاکم و خوارم هنوز
هوش مصنوعی: در نهایت، با وجود اینکه در بستر آرامش خوابیدهام و به ظاهر راحت به نظر میآیم، اما همچنان درد و رنج وجودم را آزار میدهد. زادگاه و اصالتم مثل یک گل زیبایی که از خاک میروید، هویت و عزتم را به من بخشیده است، اما هنوز هم در دنیای سخت و خوارکنندهای زندگی میکنم.
ترسم از قاتل کشم طعن رهایی روز حشر
خون من چون بیغمان خوابید و بیدارم هنوز
هوش مصنوعی: من نگران این هستم که در روز قیامت به خاطر خونم مورد سرزنش قرار بگیرم، چرا که حالا که خون من بیخیال و بیتوجه خوابیده، من هم هنوز بیدارم و به خاطر آن در فکر و دغدغهام.
طاقتم از کوه غم باج گرانجانی گرفت
خویش را با هیچ اگر سنجم گرانبارم هنوز
هوش مصنوعی: در دل من کوهی از غم و اندوه وجود دارد و هر چه تلاش میکنم آن را با چیزهایی دیگر سبکتر کنم، اما هنوز هم احساس سنگینی و بار سنگین غم را در وجودم حس میکنم.
عمرها گر هستیم نالد کم است از نیستی
در جهان نسبت به قدر خویش نسپارم هنوز
هوش مصنوعی: اگر عمری هم داشته باشیم، در برابر نبودن در این جهان، زندگیمان به اندازهای کمتر است که نمیتوانم ارزش خود را نادیده بگیرم.
گرچه عمرم سر بسر یک شام غفلت بوده است
روز اول دیده ام خوابی که بیدارم هنوز
هوش مصنوعی: زندگیام تنها یک شب غفلت بوده است، اما در آغاز، خوابهایی را دیدهام که هنوز از آنها بیدار نشدهام.
زیر خاک آیینه ای دارد غبار خاطرم
سربسر از راز آن بدخو خبر دارم هنوز
هوش مصنوعی: زیر خاک، نشانهای وجود دارد که افکار و یادهایم در آن غوطهورند و من هنوز از راز آن شخص بدجنس آگاه هستم.
کرد ساقی موج خیز شعله خاکم را اسیر
می گدازد انتظار جام سرشارم هنوز
هوش مصنوعی: ساقی با حرکاتش شعله وجود مرا به تماشا نشان میدهد و در حالی که در انتظار جام پر از شراب هستم، آن شعله مرا به شدت میسوزاند.