برگردان به زبان ساده
لاله داغم ز گلزار جگر جوشیدهام
آتشین موجم ز بحر چشم تر جوشیدهام
هوش مصنوعی: من همانند لالهای هستم که از دل باغ، با درد و گرما به وجود آمدهام و احساساتم مانند موجی آتشین از دریاچۀ چشمانم بیرون میجوشند.
قطره باران نیسانم که در دریای عشق
گاه با طوفان و گاهی با خطر جوشیدهام
هوش مصنوعی: من به مانند قطره بارانی در ماه نیسان هستم که در دریای عشق، گاهی تحت تأثیر طوفانها و گاهی در معرض خطرات، به سطح میآیم و اوج میزنم.
بر رگ جان خوردهام زین کینهجویان نیشتر
همچو خون خود به هرکس بیشتر جوشیدهام
هوش مصنوعی: من به خاطر کینهورزان زخم عمیقی بر جانم دارم و مانند خون خود، به هر کسی که نزدیکتر شدهام، بیشتر جوشیده و جاری شدهام.
نخل امیدم ندارد حاصلی جز سوختن
از نهال شعله مانند شرر جوشیدهام
هوش مصنوعی: نخل امیدم هیچ میوهای ندارد جز این که بسوزم، زیرا از مانند شعله جوانی زاده شدهام.
کی شناسد این خزف بیمایگان قدر اسیر
گوهرم در سینه بحر هنر جوشیدهام
هوش مصنوعی: چه کسی ارزش این زرق و برق بیاساس را میداند؟ من مانند یک گوهر در دل دریا به خاطر هنر خود سیالی دارم.