برگردان به زبان ساده
مشغول یاد اوست دل پاره پاره ام
رقصد ز شوق بر سر مژگان نظاره ام
هوش مصنوعی: دل شکستهام از عشق او در شادی و شوق میرقصد و چشمهای من همیشه به او خیره شده است.
روزی که فال منصب دیوانگی زدم
زنجیر سبحه گشت پی استخاره ام
هوش مصنوعی: روزی که به دنبال منصبی رفتم و به نوعی دیوانهوار تصمیم گرفتم، در آن لحظه احساس کردم که بهدلیل ناآرامیهای روحی و دغدغههایم، دلم در پی خیر خواهی و استخاره بود.
تا شد زگریه ام شفقی رنگ آسمان
چون داغ لاله غوطه به خون زد ستاره ام
هوش مصنوعی: آسمان به رنگ شفق درآمده و ستارهام مانند لالهای است که در خون غوطهور شده، همه اینها نشانهٔ درد و غم ناشی از گریههای من است.
تا از خیال روی تو دیوانه گشته ام
گل رشک می برد به گریبان پاره ام
هوش مصنوعی: بدلیل خیالاتی که از چهره تو در سر دارم، به جنون رسیدهام و حسادت را به همراه خود در دل دارم.
تا در طلسم شیشه فتادم چو بوی می
خوشتر می دو ساله ز عمر دوباره ام
هوش مصنوعی: وقتی که در این جادو و طلسم شیشهای گرفتار شدم، حس میکنم بوی خوش می از دو سال عمرم جذابتر و دلپذیرتر است.
خورشید را چو عارض او گفته ام اسیر
شرمنده کرد دوری آن استعاره ام
هوش مصنوعی: من خورشید را به زیبایی چهره او تشبیه کردهام و این زیبایی باعث شده که دوری او مرا شرمسار کند.