شمارهٔ ۶۹۷
اسیر شهرستانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۶۹۷
بیکسیم ساخت خریدار خویش
سوختم از گرمی بازار خویش
یکجهتی حلقه دام وفاست
صید بتانیم و گرفتار خویش
خاک رهم سیر جهان می کنم
همسفر شوق سبکبار خویش
جلوه غربت ز وطن دیده ام
آینه ام سایه دیوار خویش
هر دو جهان خواب فراموشیم
منتم از دیده بیدار خویش
شمارهٔ ۶۹۶: تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش
شمارهٔ ۶۹۸: جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
اطلاعات
وزن:
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بیکسیم ساخت خریدار خویش
سوختم از گرمی بازار خویش
هوش مصنوعی: من بیکس شدهام، مانند کالایی که برای فروش آماده است، و از شدت گرمائی که در بازار خود دارم، در آتش عشق میسوزم.
یکجهتی حلقه دام وفاست
صید بتانیم و گرفتار خویش
هوش مصنوعی: با توجه به وفاداری و استقامت در یک راستا، ما مانند شکارچیانی هستیم که در دامهای عشق گرفتار شدهایم و به محبوبان خود وابستهایم.
خاک رهم سیر جهان می کنم
همسفر شوق سبکبار خویش
هوش مصنوعی: من در مسیر زندگیام، مانند خاک که به دور دنیا میچرخد، با شوق و بیسنگینی همسفر میشوم.
جلوه غربت ز وطن دیده ام
آینه ام سایه دیوار خویش
هوش مصنوعی: من غم و تنهایی وطن را در آینه دیدهام، مثل سایهای که بر دیوار خودم افتاده است.
هر دو جهان خواب فراموشیم
منتم از دیده بیدار خویش
هوش مصنوعی: به هر دو جهان بیتوجهی میکنیم و در خواب غفلت به سر میبریم، اما من از نگاه هوشیار خودم آگاه هستم.