برگردان به زبان ساده
جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
چون ذره فتادیم به دام نظر خویش
هوش مصنوعی: جایی که گل به خاطر درد و رنجش بال و پرش را میسوزاند، ما هم مانند ذرهای در دام نگاه او افتادیم.
تا کعبه به یک گردش چشم تو دویدیم
شرمنده نگشتیم ز عزم سفر خویش
هوش مصنوعی: به خاطر یک نگاه تو، به دور کعبه گشتیم و از تصمیم سفر خود شرمنده نشدیم.
بی شور جنون فال بیابان نتوان زد
خضریست محبت که بود راهبر خویش
هوش مصنوعی: بیهیجان و بدون عشق، نمیتوان در بیابان سرگردان به نتیجهای رسید. محبت و عشق مانند راهنمایی است که انسان را در مسیر درست هدایت میکند.
چون پاره دل دامن هر خار گرفتیم
منت نکشیدیم ز مژگان تر خویش
هوش مصنوعی: ما همچون قلبی پاره، به دامن هر خار چنگ زدیم و از اشکها و غمهای خود هیچگاه گله و شکایتی نکردیم.
کیفیت منصور از این باده خماری است
می زیبد اگر مست تو نازد به سر خویش
هوش مصنوعی: منصور از خوشی و شوری که در این شراب است، قدرت و زیبایی میگیرد. اگر تو در حال مستی به خود ببالید و افتخار کنی، این حالت برای او بهتر و زیباتر میشود.