برگردان به زبان ساده
دیگر به بزم او سخن ما گذشته است
آیا در آن میان چه سخنها گذشته است
هوش مصنوعی: حالا که دیگر در محفل او جایی برای صحبت ما نیست، بگذارید بگوییم که در آن زمان چه حرفهایی رد و بدل شده است.
هر دم به جلوه دگر از راه رفته ایم
امروز کار ما به تماشا گذشته است
هوش مصنوعی: ما هر لحظه در حال تغییر و تحول هستیم و امروز به جایی رسیدهایم که فقط باید به تماشای آنچه ساختهایم بپردازیم.
از حیرتم به گریه نمانده است احتیاج
کشتی شکسته از سر دریا گذشته است
هوش مصنوعی: از شدت تعجب و گیجی دیگر نمیتوانم گريه کنم؛ چون نیازی که یک کشتی شکسته از عمق دریا دارد، به وضوح نمایان شده است.
وارسته ایم از همه قیدی ز فیض عشق
چشم از نگاه و دل ز تماشا گذشته است
هوش مصنوعی: ما از تمام محدودیتها رها شدهایم، از نعمت عشق و نگاه دیگران فراغت یافتهایم و دلمان دیگر به تماشای دنیا دلبسته نیست.
تنهاییم به دوزخ بیطاقتی گداخت
از خاطر که یاد تو تنها گذشته است
هوش مصنوعی: ما در تنهایی خودمان، دچار عذاب و بیتابی شدهایم. تنها چیزی که در ذهنمان باقی مانده، یاد توست که لحظات گذشته را برای ما زنده میکند.
غافل که دستبرد خطش کم ز سرمه نیست
گفتم که چشمش از ستم ما گذشته است
هوش مصنوعی: این بید اشاره به این دارد که گاهی اوقات انسانها از حقیقتها و واقعیتها غافل میشوند. در اینجا گفته شده که نویسنده به کسی پرداخته که هرچند خط زیبا و جذابی دارد، اما این زیبایی نمیتواند از درد و رنجی که او از ستم دیگران کشیده، بکاهد. به نوعی در این بیت، تضاد زیبایی و رنج بیان شده است.
ساقی اسیر از کفت امروز یا صباح
می خورده وز توبه بیجا گذشته است
هوش مصنوعی: امروز یا در صبح زود، ساقی که به خاطر وفاداریاش به میخورد، دیگر از توبههای بیفایدهاش گذشته است.