برگردان به زبان ساده
در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
هر نفس خرمن شکری است که برداشته ام
هوش مصنوعی: در دل خود امید و راضی بودن به سرنوشت را مانند دانهای کاشتهام و هر لحظه، روزی از شکرگزاری به دست آوردهام.
با خیالت همه در خلوت یک حیرانی
دیده ام برگ گل و آینه پنداشته ام
هوش مصنوعی: با فکر تو، در تنهاییام به حیرت فرو رفتهام و هر آنچه میبینم، مانند گل و آینه به نظر میرسد.
به چه رو طوطی آیینه دیدار شوم
چقدر پاس پریشان نظری داشته ام
هوش مصنوعی: به چه دلیل باید مانند طوطی، در آینه خودم را ببینم؟ چقدر در افکار و احساسات آشفتهام زمان صرف کردهام.
برگ گل بال شعف سازم و پرواز کنم
خاری از راه تمنای تو برداشته ام
هوش مصنوعی: به سوی آرزوهایم پرواز میکنم و برای این سفر، برگ گلی را به عنوان نشانه خوشحالی انتخاب کردهام. همچنین، برای رسیدن به تو، خاری را از راه برداشتهام که مانع من بوده است.
در نظر کیست ندانم ز که گویا شده ام
که وجود دو جهان را عدم انگاشته ام
هوش مصنوعی: نمیدانم در نظر چه کسی هستم، اما واضح است که وجود دو جهان را به عنوان بیمعنی و عدم میبینم.
همه حیرت شده ام عجز گواه است گواه
پیش از این دست و دلی پا و سری داشته ام
هوش مصنوعی: من در حیرت و شگفتی به سر میبرم و ناتوانیام را دیگران هم میبینند. پیش از این، همواره وجودی فعال و پرنشاط در زندگیام داشتم.
بی نیاز دو جهان گشته ام از یادش اسیر
آرزو در دل غارتزده نگذاشته ام
هوش مصنوعی: من از یاد او به حدی بینیاز شدهام که دیگر هیچ چیزی در دنیا برایم اهمیت ندارد، اما هنوز در دلام آرزوهای بسیاری دارم که نه تنها مرا رها نکردهاند، بلکه حالا در حسرت آنها اسیر شدهام.