برگردان به زبان ساده
نیست درویش آنکه از تاراج عزت بگذرد
گر گذشتی دارد از ملک قناعت بگذرد
هوش مصنوعی: درویش واقعی کسی است که از ضایع شدن عزتش نگذرد. اگر او واقعاً با قناعت زندگی میکند، باید از مال و امکانات دنیا نیز بگذرد.
زندگی بی عشق یعنی دانه ای در زیر خاک
حیف از اوقاتی که بی شغل محبت بگذرد
هوش مصنوعی: زندگی بدون عشق مانند دانهای است که زیر خاک مدفون شده است. حیف از زمانهایی که بدون کار و تلاش برای محبت سپری میشود.
بینوایی ذوق بخشیدن نمی داند که چیست
آنکه دارد بیشتر عمرش به خجلت بگذرد
هوش مصنوعی: بینوایی نمیداند چگونه شادی ایجاد کند، تا جایی که کسی که عمرش بیشتر در خجالت گذرانده است، از این موضوع بیخبر بماند.
پرنیان صبحدم یک چاک پیراهن شود
گر ز گلگشت چمن با این نزاکت بگذرد
هوش مصنوعی: صبحگاهان، هنگامی که پرنیان لطیف درخشان میشود، اگر با ناز و elegance از میان گلهای چمن عبور کند، چاک پیراهنش به زیبایی جلوهگر میشود.
از فریب گردش چشم فسونسازش به بزم
ساغر از می ناله از نی دل ز الفت بگذرد
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که جذابیت و زیبایی چشمان کسی میتواند انسان را به دام فریب بیندازد. در این مجالس، وقتی که به می و نوشیدنی مشغول هستیم، دل از محبت و علاقه به دیگران رنج میبرد و ممکن است به تدریج از آن احساسات فاصله بگیرد.
سبزه ای کز گریه ام روید پرقمری شود
هرگه از باغ نظر آن سرو قامت بگذرد
هوش مصنوعی: سبزهای که به خاطر اشکهای من رشد کرده است، هر بار که آن سرو بلند قامت از باغ نظر عبور کند، پژمرده میشود.
خودنمایی نیست چون امروز فردا گر به من
سر ز محشر بر ندارم تا قیامت بگذرد
هوش مصنوعی: من امروز نمیخواهم خود را به نمایش بگذارم، چون اگر روزی در برابر من قرار بگیری، تا روز قیامت به یاد تو هستم و از تو رویگردان نخواهم شد.
از خیال محشر انصاف می گردد غبار
حضم اگر مرد است از یادش مروت بگذرد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر کسی واقعا مرد باشد، باید همچنان به انصاف و مروت پایبند باشد و تحت تأثیر اوضاع و احوال قرار نگیرد. در نهایت، باید به یاد داشته باشد که اخلاق و انصاف از یاد نرود.
در چمن دارم خیال می پرستی با اسیر
پاره اوقات مجنون هم به عشرت بگذرد
هوش مصنوعی: در باغ مشغول خیال پردازی هستم و با عشق و دلخوشی، لحظاتی را با دلی شیدا و افکار عاشقانه میگذرانم.