برگردان به زبان ساده
داغ بر دل می گذارم روز و شب
نقد هستی می شمارم روز و شب
هوش مصنوعی: هر روز و شب بر دل خود زخم و اندوه میگذارم و تمام لحظات زندگیام را میشمارم.
گریه ای درکار آهی می کنم
گل به سنبل می شمارم روز و شب
هوش مصنوعی: در زندگیام غمی دارم که باعث اشکهایم میشود و روز و شب تلاش میکنم تا زیباییها و لحظات خوش را زنده نگه دارم.
نیستم چیزی که بسپارم به کس
دل به طاقت می سپارم روز و شب
هوش مصنوعی: من چیزی ندارم که به کسی بسپارم، فقط دل خود را به زحمت و تحمل میسپارم روز و شب.
آبرو بسیار می باید مرا
گوهر دل می فشانم روز و شب
هوش مصنوعی: برای حفظ آبرویم باید به وفور از ارزشهای درون خود بگویم و این کار را در طول روز و شب ادامه دهم.
غفلتم هر شب به رنگی جلوه داد
لوح خجلت می نگارم روز و شب
هوش مصنوعی: من هر شب غافل از حقیقت، با رنگی جدید بر صفحه شرم و پشیمانی خود، روز و شب مینویسم.
صبح و شامش گشته جای برق و مور
تخم امیدی که کارم روز و شب؟
هوش مصنوعی: صبح و شب من به دنبال چیزهای ظاهری و بیارزش گذرانده شده است، اما آیا امیدی در کار من وجود دارد که روز و شب برایش تلاش کنم؟
جای نیت دل ز یادم می رود
خوش نمازی می گذارم روز و شب
هوش مصنوعی: دل به یاد خداوند و نیّت آن میپردازد، اما با این حال، در این دنیا به نمازی مشغولم که در طول روز و شب انجام میدهم.
دوستان از من نمی پرسد کسی
شکوه از دست که دارم روز و شب
هوش مصنوعی: کسی از دوستانم از من نمیپرسد که چرا شب و روز از دست رنج و ناراحتی من شکایت دارم.
لاله زار و سنبلستان است اسیر
در غمش اشکی که بارم روز و شب
هوش مصنوعی: در دشت لالهها و باغ سنبل، غم به قدری مرا درگیر کرده که روز و شب اشک میریزم.