برگردان به زبان ساده
در دل از مستی فغان گم کرده ام
بلبلی در آشیان گم کرده ام
هوش مصنوعی: در دل به خاطر مستی و شادی، فریاد و نالهای سر دادهام و همچنین بلبلی را در لانهاش گم کردهام.
در سرکویش دل سرگشته را
از برای امتحان گم کرده ام
هوش مصنوعی: در کوچهاش، قلبی سرگشته و آشفته را به خاطر آزمایش گم کردهام.
گلستان را هم نمی دانم کجاست
من نه تنها آشیان گم کرده ام
هوش مصنوعی: من نمیدانم گلستان کجاست، چون فقط آشیانهام را گم نکردهام، بلکه همه چیز را گم کردهام.
پایمال جلوه ای گردیده ام
دست و دل را در میان گم کرده ام
هوش مصنوعی: من در زیر فشار زیبایی قرار گرفتهام و در این حالت، نه توانایی انتخاب دارم و نه دل و دستم را پیدا کردهام.
بهر پاس راز پنهانی اسیر
رفته ام نام و نشان گم کرده ام
هوش مصنوعی: به خاطر حفظ یک راز پنهان، خود را در بند و زنجیر کردهام و نام و نشان خود را فراموش کردهام.