برگردان به زبان ساده
کدام شوق به راه دویدن افتاده است
که بی خبر دل ما از تپیدن افتاده است
هوش مصنوعی: کدام شور و شوقی باعث شده است که ما در حال دویدن باشیم، در حالی که دل ما بدون هیچ خبری از تپش و زندگی افتاده است؟
ز بیزبانی من وحشت نگاه کسی
چو دام دیده به فکر رمیدن افتاده است
هوش مصنوعی: از سر بیزبانی من، شخصی از نگاهش وحشت کرده است، مثل دامی که به فکر فرار افتاده باشد.
چه دیده ها که ز شرم رخ تو آب شده است
چو قطره ای که ز چشم چکیدن افتاده است
هوش مصنوعی: چقدر چشمان زیادی به خاطر زیبایی تو خجالت زده شدهاند، مانند قطره آبی که از چشم میچکد.
غبار ما ز صبا هم بلد نمی گیرد
به وادی سفر نارسیدن افتاده است
هوش مصنوعی: غبار ما از نسیم هم نمیتواند به کسی کمک کند و به سفر نرفتهایم، بنابراین نتوانستهایم به مقصد برسیم.
جهان خراب شد و گرد بر نمی خیزد
دگر دل که زمشق تپیدن افتاده است
هوش مصنوعی: جهان ویران شده و دیگر هیچ حرکتی نخواهد داشت، چون دل من به خاطر جدایی از محبوبم میتپد.
ز اعتدال بهار جنون چه می پرسی
گلی است شعله که از دست چیدن افتاده است
هوش مصنوعی: از توازن و اعتدال بهار، چرا در مورد جنون میپرسی؟ گلی که مانند شعلهای است، از دست چیدن افتاده و به زمین افتاده است.
اثر زبانه کش ناله خموش اسیر
چه گوشها که به فکر شنیدن افتاده است
هوش مصنوعی: صدای آه و ناله این اسیر خاموش چنان تأثیرگذار است که گوشها به خاطر شنیدن آن به فکر فرو رفتهاند.