برگردان به زبان ساده
خونم به جوش آمده تیغ نگاه کو
مو تیر می کشد به تنم صیدگاه کو
هوش مصنوعی: احساسات تندی در درونم بیدار شده و نگاه دیگری مانند تیری به جانم مینشیند. جایی که من به دام افتادهام کجاست؟
دل وصف عیش زخم خدنگت به سینه داشت
هرمو جدا به ناله درآمد که آه کو
هوش مصنوعی: دل از زیبایی و لذت عشق تو زخمهای عمیق و دردناکی برداشت؛ هر مو که جدا شد، با نالهای بلند گفت: آه کجا و چه خبر است!
نزدیک شد که وحشی آوارگی شوم
تدبیرهای چشم تغافل پناه کو
هوش مصنوعی: نزدیک است که من به حالت وحشت و آوارگی دچار شوم، پس به من بگو که چه تدبیری برای پنهان کردن نگاههام دارم.
خورشید عیش از افق مدعا دمید
فرقی دگر میان سفید و سیاه کو
هوش مصنوعی: خورشید شادی از سمت افق طلوع کرد، و این باعث شد که دیگر تفاوتی میان روشنایی و تاریکی وجود نداشته باشد.
شرمنده داردم ز گنه ترک می اسیر
آن گریه های نیمشب عذرخواه کو
هوش مصنوعی: من از گناهم شرمندهام و به خاطر عشق و دلتنگیام، در دل شب گریه میکنم و از کسی که از من دور است، طلب عذر و بخشش دارم.