برگردان به زبان ساده
غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد
گرفتاری هنوزم از پر پرواز می بارد
هوش مصنوعی: غبار عشق من از پایان وجودم میریزد و همچنان مشکلات و دشواریها از آزادی و پرواز من نشأت میگیرد.
به رقص آورده دلها را خیال چشم بدمستی
چه شرم است اینکه از هر بیزبانی راز می بارد
هوش مصنوعی: چشم بدمستی مثل یک جادو، دلها را به رقص درآورده است. چه عجیب و شرمآور است که از هر دهانی، رازهایی جاری میشود.
مشبک گشت جانم دل به سیلاب فنا دادم
هنوز از جنبش مژگان شوخش ناز می بارد
هوش مصنوعی: جانم همچون شبکهای درهم تنیده شده است و من دل خود را به طوفان نابودی سپردهام. هنوز هم از حرکت مژگان زیبایش ناز و جاذبه میریزد.
تغافل پیشه مستی گرم استغنا چه می دانی
که از گرد شهیدانت هنوز آواز می بارد
هوش مصنوعی: در حالتی که خود را غرق در لذتهای زندگی کردهای، نمیدانی که هنوز صدای ایثار و فداکاری کسانی که جانشان را برای هدفی دادهاند، به گوش میرسد.
هوای عالم دیوانگی کیفیتی دارد
شرر چون اشکش از ابر چمن پرداز می بارد
هوش مصنوعی: هوا در جهان دیوانگی حالتی دارد که همچون آتش و اشک، از ابر چمن میبارد.
ز شاهین حمله طفلی گشته ام صید گرفتاری
که از گرد ره جولان شوخش ناز می بارد
هوش مصنوعی: من مانند یک پرنده شکاری به شکار افتادهام و در دام مشکلات گرفتار شدهام، در حالی که زیبایی و نازش از هر سو به من میبارد.
نگاه مجلس آرا آن نگاه مجلس آرا شد
اثر از ساز می بارد اثر از ساز می بارد
هوش مصنوعی: نگاه زیبای کسی که مجالس را زینت میبخشد، تاثیرش چنان است که براثر نغمههای ساز، حس و حال خاصی به فضا میبخشد.
اسیر از بیزبانیها غباری شو اگر مردی
در اقلیم محبت دل ز ابر راز می بارد
هوش مصنوعی: اگر در دنیای عشق و محبت میخواهی مردی باشی، باید گاهی از بیزبانی و ناتوانی خود رنج بکشی و در این حالت، دل خود را همچون ابر بگشایی تا راز و احساساتت نمایان شود.