برگردان به زبان ساده
تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
شرمنده احسان شکیبایی عشقم
هوش مصنوعی: عشق من به گونهای سخن میگوید که در سکوتش معنا پیدا میکند و من از محبت و لطف تو شرمنده هستم.
نشناخته ام جلوه او را زخیالش
چون دیده نظر کرده بینایی عشقم
هوش مصنوعی: من هنوز نتوانستهام جمال و زیبایی او را بشناسم، چون تنها در فکرش به او توجه کردهام و عشق من باعث بیناییام شده است.
از غنچه رازم گل اظهار توان چید
دل ساخته لب تشنه رسوایی عشقم
هوش مصنوعی: راز دل را مانند غنچهای میدانم که آماده شکفتن است، اما با وجود این تشنگی قلبي که دارم، به خاطر عشقام دچار رسوایی شدهام.
عمری است که حیرانم و از شرم نگاهت
نشمرده کس از خیل تماشایی عشقم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در حیرت به سر میبرم و به خاطر شرم نگاه تو، کسی را در میان تماشاگران عشق خودم نمیشمارم.
تا چند اسیر تو چه پروانه شود داغ
از گرمی هنگامه تنهایی عشقم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که اسیر تو هستم و دلم میسوزد مثل پروانهای که در آتش میسوزد، به خاطر تنهایی و عشق عمیقم.