برگردان به زبان ساده
می گلگون ز مژگان سیاه یار می بارد
دل مجنون ز ابر ساغر سرشار می بارد
هوش مصنوعی: اشکهایی که از چشمان سیاه یار میریزند، به رنگ گل سرخ هستند و دل مجنون مانند ابری پر از شراب، احساساتش را آزادانه جاری میکند.
به جوش آورده تقصیرم چنان دریای رحمت را
که جای قطره می از ابر استغفار می بارد
هوش مصنوعی: خشم و گناه من به قدری زیاد شده است که رحمت الهی به خاطر آن، گویی به اندازهای است که هر قطرهای از باران، عطوفت و بخشش را به ارمغان میآورد.
چه درد است این چه داغ است این چه بزم این است چه باغ است این
غم از دل حسرت از نظاره گل از خار می بارد
هوش مصنوعی: این درد و غم چقدر سنگین است، چه خد شهی در دل دارم، این مراسم چه حالتی دارد و این باغ چه غم و اندوهی به همراه دارد. این احساس، حسرتی است که از دیدن گل به وجود آمده و به خاطر خاری که در دل دارم، به خاطر احساساتم رنج میبرم.
بلند اقبال میخواران بنازم ابر رحمت را
تماشا کن به بام خانه خمار می بارد
هوش مصنوعی: به خاطر خوش شانسی میخواران، به تماشای بارش رحمت بپرداز؛ بارانی که بر سقف خانه خمار میبارد.
نمی دانی چه می گویم نمی دانم چه می گویم
شنیدن محو شد بیتابی از گفتار می بارد
هوش مصنوعی: نمیدانی که چه احساسی را بیان میکنم و من هم نمیدانم چگونه این احساسات را بیان کنم. وقتی صحبت میکنم، کلمات به گونهای میریزند که گویی ناپدید میشوند و از دل من هیجانی در حال خروج است.
دل صد لاله خون می گردد از دریوزه حسرت
شراری تا اسیر از چشم آتشبار می بارد
هوش مصنوعی: دل مثل صد لاله، از حسرتی به خون نشسته است. شعلۀ عشق، چنان قوی است که اشکها همچون تیر از چشمان آتشین میبارند و دل را به درد میآورند.