برگردان به زبان ساده
ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
نمیدانم کجا می میخورد دیگر که من مستم
هوش مصنوعی: به خاطر یاد او به قدری هوشیار هستم که انگار به خون خودم مست شدهام و نمیدانم کجا باید بروم، چون حالا در حالت مستی به سر میبرم.
وجودم را عدم پیمانه تکلیف میبخشد
اگر در پیرهن مخمور باشم در کفن مستم
هوش مصنوعی: وجود من به خاطر عدم، معنا و هدف پیدا میکند، اگر در حال مستی و سرخوشی باشم، در حالی که به خواب مرگ رفتهام.
مده پیمانه با پیمانه محشر چه خواهی کرد
تغافلپیشه وقتی میشوی آگه که من مستم
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت، پیمانهای از گناه و حسابرسی به تو داده شود، چه کاری میتوانی انجام دهی؟ تو که بیخبر از حال منی و وقتی متوجه شوی که من در حال مستی و نشئگی هستم، چه فایدهای دارد؟
به یاد جلوهای از شوق رویی باغها دارم
به پای سرو در رقصم به بوی یاسمن مستم
هوش مصنوعی: به یاد زیبایی و شوقی که از روی یک معشوق دارم، در میان درختان سرو رقصان هستم و عطر یاسمن مرا مست کرده است.
سر هر مو چراغان خیالم تردماغی بین
نیم پروانه اما از شراب سوختن مستم
هوش مصنوعی: در ذهنم زرق و برق خاصی وجود دارد که مانند چراغی در هر تار مویی میدرخشد. اگرچه نازک و ضعیف به نظر میآیم، اما در عین حال از زیبایی و شوق مستی سرشارم، مانند پروانهای که به آتش شوق نزدیک میشود.
گلستان کردهام جان را چراغان کردهام دل را
نگنجد بلبل و پروانه در جایی که من مستم
هوش مصنوعی: من جانم را مثل گلستان زیبا و روشن کردهام و دلم را چراغانی کردهام. در جایی که من غرق در شادی و مستی هستم، دیگر بلبل و پروانه نمیتوانند بمانند.
ره سودای زلفش منزل آسودگی دارد
به بوی نافه سر کردم سراغی در ختن مستم
هوش مصنوعی: در جستجوی زلف او، به جایی رسیدم که آرامش دارد و با عطر خوشش، در ختن به سراغی از او رفتم و حالا مست و شاداب هستم.