برگردان به زبان ساده
ای گلشن از بهار خیال تو سینهها
برگ گل از طراوت نامت سفینهها
هوش مصنوعی: ای باغ بهار خیال تو، دلها همچون گلها شاداب و سرشار از طراوت نام تو هستند.
هرجا غمت رواج دهد گوهر شکست
بر سنگ خاره رشک برند آبگینهها
هوش مصنوعی: هر کجا که غم و اندوه در دل مردم جا پیدا کند، گوهر و ارزشهای گرانبها در مقابل سنگهای سخت حسرت میخورند و حسرت میخورند که چرا در چنین شرایطی هستند.
گر از نسیم راز تو عالم چمن شود
بوی گل صفا دمد از گرد کینهها
هوش مصنوعی: اگر نسیم محبت تو بوزد، دنیای چمن پر از بوی خوش گل خواهد شد و دیگر خبری از کینه و دلگیری نخواهد بود.
در جستجوی گوهر ذاتت فکنده چرخ
از روز و شب به قلزم غیرت سفینهها
هوش مصنوعی: در جستجوی ارزشهای درونت، زمان از روز و شب میگذرد و کشتیها در دریای غیرت برای شناخت حقیقت سفر میکنند.
بخشیده حشمتت به سلیمان ملک فقر
از نقش پای مور کلید خزینهها
هوش مصنوعی: خداوند به سلیمان قدرت و عظمت بخشیده است و او با چنین مقامی حتی از پای یک مور، که در فقر است، میتواند کلید خزانهها و ثروتها را به دست آورد. این به ما یادآوری میکند که در مقام انسانها، ثروت و قدرت به گونهای در دست خداوند است و او میتواند آن را به هر کسی که بخواهد ببخشد.
دنیاپرست حسرت جاوید میبرد
در خاک مانده از دل قارون دفینهها
هوش مصنوعی: دنیاطلبی باعث میشود که افراد، آرزوی زندگی جاودان داشته باشند، در حالی که در نهایت، چیزهای ارزشمند و گرانبها هم مثل خزانههای قارون در خاک باقی میمانند و از بین میروند.
در جلوهگاه سنگدلان شو غبار اسیر
این است پاس خاطر آیینه سینهها
هوش مصنوعی: در مکانهایی که دلهای سنگی و بیاحساس وجود دارند، جلوه کن و به یاد داشته باش که این غبار، نشانهای از دلبستگی و دلسوزی برای آیینهوارگی دلهاست.