برگردان به زبان ساده
گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود
همچو داغ لاله در آتش نشینی خام بود
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق، حتی برای دو روز هم خوشی و آرامش را تجربه کند، اما همچنان مانند گلی که در آتش میسوزد، با آسیب و درد درگیر باشد، نشاندهنده این است که او هنوز از عمق عشق آگاهی ندارد و در واقع به درستی نمیفهمد که عشق چیست.
سخت ممنونم ز رسوایی که روز خوش ندید
تا دل دیوانه در زنجیر ننگ و نام بود
هوش مصنوعی: من به خاطر رسوایی که باعث شده روزهای خوشی را تجربه نکنم، بسیار سپاسگزارم. این وضعیت باعث شده دل دیوانهام در زنجیر ننگ و نام باقی بماند.
آگه از حال دلم بی منت پیغام شد
بی زبانیها میان ما و او پیغام بود
هوش مصنوعی: اگر از وضعیت دلم مطلع بودی، بینیاز از گفتهها پیامم را دریافت میکردی. سکوت ما، خود پیامی بود بین من و تو.
هر کجا رفتم دل بیمار من صحت نیافت
سازگار آب وهوای شهر بند دام بود
هوش مصنوعی: هر جا که رفتم، از جراحات و دردهای دل من اثری از بهبود پیدا نکرد. چون شرایط و محیطهای اطرافم به دل خواسته و آرامش من نمیخورد، مثل دامی بود که مرا در خود محاصره کرده بود.
هر کجا تنها دچارم شد ز شرم او اسیر
دیده خصم دیدن و دل دشمن آرام بود
هوش مصنوعی: هر جا که تنها میشوم، از سر شرم به حالت اسارت درمیآیم و در برابر نگاههای دشمن، دلم آرام نیست.