برگردان به زبان ساده
یاد چشمی را به افسون رام الفت میکنم
مینشینم گوشهای تنها فراغت میکنم
هوش مصنوعی: به یاد چشم کسی که به من جادو شده است، به آرامش مینشینم و در گوشهای تنها برای خودم آسایش و راحتی پیدا میکنم.
ننگ سربازی است امید ترحم داشتن
جان فدای جور یار بیمروت میکنم
هوش مصنوعی: انتظار رحم و لطف از دیگران، در واقع موجب شرمندگی است. من حاضر هستم جان خود را در راه عشق و بیوفایی یاری که بیرحم است، فدای آن کنم.
خاطر من مفلس و گنج روان عشق نیست
تکیه بر جمعیت گرد کدورت میکنم
هوش مصنوعی: دل من در بیپولی است و شادی عشق را ندارد، به همین خاطر در جمعها بر ناامیدی تکیه میزنم.
محشر صد زخم ناسور است چاک سینهام
خواب خوش در بستر شور قیامت میکنم
هوش مصنوعی: در روز قیامت، درد و رنج فراوانی وجود دارد و زخمهای عمیقی در دلم دارم. اما من با خیال راحت در این لحظه، در دل این حال و هوای پر التهاب به آرامش میرسم.
از تغافل صد رهم گر خون بریزی چون اسیر
از دم تیغ تو احیای شهادت میکنم
هوش مصنوعی: اگر در غفلت و بیتوجهی تو، صد بار هم خون بریزی، من مانند اسیری که از زیر تیغ تو عبور میکند، باز هم به استقبال شهادت میروم و جانم را فدای این راه میکنم.