برگردان به زبان ساده
تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش
همچو شمع از خلق پنهان کرده ام زنار خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که به کسی نگفتهام که به من ایمان ندارد، بار دین و ایمان خود را مانند شمعی که در سایه پنهان است، از دید دیگران دور نگهداشتهام و اعتقادات خود را پوشیده نگه میدارم.
فیض دست آموز دارد ناخن موج سرشک
هر گره کز دل گشایم می زنم در کار خویش
هوش مصنوعی: دست نوازشگر موج اشک، به من کمک میکند تا با هر گرهای که از دل برمیدارم، در کار خود به خوبی عمل کنم.
سرنوشت طالعم تا گشته بخت واژگون
گر کنم آزار دشمن می کنم آزار خویش
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت من به گونهای تغییر کند که بخت من بد شود، هر گونه آسیب و آزار به دشمنم بزنم، در واقع به خودم آسیب میزنم.
وصل جاوید خیال از آفت هجر ایمن است
کی توان سوخت ما را بی گل رخسار خویش
هوش مصنوعی: اتصال ابدی خیال تو از آسیب دوری در امان است؛ زیرا چگونه میتوانی ما را بدون وجود گلی به زیبایی چهرهات دچار سوختگی کنی؟
گر نگاه گرم او گردد خریدار نیاز
عشق می سوزد سپند از گرمی بازار خویش
هوش مصنوعی: اگر نگاه پرحرارت او به کسی بیفتد که عاشق است، در دل او عشق همچون آتش میسوزد و این گرما باعث میشود که احساساتی عمیق و شعلهور در او بوجود آید.
باغبان گلشن انصاف را نازم اسیر
کز پر بلبل کند خار سر دیوار خویش
هوش مصنوعی: باغبان به گلستان عدالت میگوید که چه خوب است افرادی را که در نهایت به کم درختی و بیحاصل بودن میرسند، تحت تأثیر ناز و لطافت قرار دهند. زیرا این بیحاصلان تنها میتوانند با سر و صدای بلبل، موانع را از دیوار خود کنار بزنند.