شمارهٔ ۵۵۴
اسیر شهرستانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۵۵۴
نگه یار گریبان تو باشد
اگر بار گریبان تو باشد؟
نگاه من چو بوی غنچه پنهان
گرفتار گریبان تو باشد
بدم با بوی پیراهن که ترسم
خریدار گریبان تو باشد
به مژگانت سپردم رشته جان
که در کار گریبان تو باشد
دعای بی سر و سامان اسیر است
نگهدار گریبان تو باشد
شمارهٔ ۵۵۳: نوبهار است به میخانه مبارک باشد
شمارهٔ ۵۵۵: جنون داغی ز سودای تو باشد
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نگه یار گریبان تو باشد
اگر بار گریبان تو باشد؟
هوش مصنوعی: اگر نگران چهره ی محبوب هستی، آیا واقعاً باید نگران وضع و حال خودت باشی؟
نگاه من چو بوی غنچه پنهان
گرفتار گریبان تو باشد
هوش مصنوعی: نگاه من مانند بوی غنچه است که به طور نهان و مخفیانه به دام تو میافتد.
بدم با بوی پیراهن که ترسم
خریدار گریبان تو باشد
هوش مصنوعی: من بدم از بوی پیراهن، چون میترسم کسی که به آن توجه دارد، ممکن است به گریبان تو بچسبد.
به مژگانت سپردم رشته جان
که در کار گریبان تو باشد
هوش مصنوعی: من جانم را به چشمانت سپردهام تا همیشه در دست تو باشد و به خاطر تو زندگیم را احساس کنم.
دعای بی سر و سامان اسیر است
نگهدار گریبان تو باشد
هوش مصنوعی: دعای کسی که در سختی و بیقراری به سر میبرد، بیاثر است و کسی باید مراقب باشد تا از مشکلات و دردها رها شود.