برگردان به زبان ساده
دلم تا چند از شرم نگاهی مضطرب گردد
همان بهتر که پیش دادخواهی مضطرب گردد
هوش مصنوعی: دل من تا کی از ترس و شرم نگاهی مضطرب و نگران باشد؟ بهتر است که در مقابل دادخواهی، این حالت اضطراب نگهدارم.
خوشا بزمی که از جوش دل آهی مضطرب گردد
نگاهی مضطرب گردد نگاهی مضطرب گردد؟
هوش مصنوعی: خوشا به آن مهمانی که دلها در آن شور و شوقی پیدا کند و نگاهها نیز تحت تاثیر این احساس پر از اضطراب و هیجان قرار بگیرد.
فسردن سوخت خون نا امیدی در رگ جانم
خوشا آن دل کز امید نگاهی مضطرب گردد
هوش مصنوعی: میتوان گفت که در اینجا شاعر از احساس ناامیدی صحبت میکند و به نوعی میگوید که درد ناشی از این ناامیدی در وجودش جاری است. او به دل خوشی اشاره میکند که همچنان امید را در خود دارد و این امید باعث میشود که دلش به تپش و تلاش بیفتد، حتی اگر با اضطراب همراه باشد. این حس امیدواری و زندگی در دل، ارزشمند و شایسته تحسین است.
نسب از کوره سیماب دارد خاطر عاشق
بسوزد هر دو عالم را چو آهی مضطرب گردد
هوش مصنوعی: خاطره عاشق به قدری پرشور و سوزان است که میتواند هر آنچه در دو دنیا وجود دارد را بسوزاند، بیآنکه احساس کند. این احساس او همچون آتش درونش، زمانی که دچار اضطراب میشود، به شدت فوران میکند.
طبیبم گر تو باشی روز و شب از درد می خواهم
که نبض ناتوان من الهی مضطرب گردد
هوش مصنوعی: اگر تو پزشک من باشی، هر روز و شب از درد گلهمند خواهم شد تا نبض ضعیف من، الهی، بیقرار و نگران گردد.
پشیمانی بدل کرد آنکه کوه صبر مستان را
الهی مضطرب گردد الهی مضطرب گردد
هوش مصنوعی: پشیمانی باعث شد که کسی که به شدت صبور بود، در اضطراب و نگرانی به سر ببرد.