بس که خود را بسته دام بلا میخواستم
محنت آسایش درد از دوا میخواستم
یاد آن ذوق شهادت کز هجوم بیخودی
زخم تیغ از سایه بال هما میخواستم
ما و عشق دوست میگشتیم در صحرای دل
سرزمینی بهر طرح کربلا میخواستم
تا نمیماندم ز گرد توسنش همچون غبار
اینقدر همراهی از باد صبا میخواستم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بس که خود را بسته دام بلا میخواستم