برگردان به زبان ساده
مستم پیاله بر سر افسانه می زنم
سنگ صنم به شیشه بتخانه می زنم
هوش مصنوعی: من با شادی و سرمستی جامی در دست دارم و به داستانها و افسانهها اشاره میکنم، همچنین به معشوقم که شبیه بتهاست، با سنگی ضربهای به شیشهی معبد میزنم.
در آتشم به یاد رخی نوبهار کیست
برگل تپانچه از پر پروانه می زنم
هوش مصنوعی: در آتش عشق و یاد زیبایی معشوقی مانند بهار دلم میسوزد و به خاطر او، با تمام شور و شوق، به گلها و زیباییها ضربه میزنم.
گر دم ز سایه گل و خاشاک می رمد
حرفی ز آشنایی بیگانه می زنم
هوش مصنوعی: اگر در مورد سایه گل و خاشاک سخن بگویم، از موضوعی که متعلق به افراد نزدیک نیست، صحبت میکنم.
حرفی به گوش ساغر آیینه می کشم
دستی به دامن دل دیوانه می زنم
هوش مصنوعی: من کلماتی را به آرامی به گوش جام میرسانم و دستی به دامن دل عاشق و دیوانهام میزنم.
دارم دلی خرابی عالم دماغ نیست
جامی به یاد گریه مستانه می زنم
هوش مصنوعی: در دل من آشفتگی زیادی وجود دارد و به خاطر این حال بد، نمیتوانم به راحتی تمرکز کنم. در این وضعیت، به یاد گریههایی که در حال مستی داشتم، جرعهای میزنم.
نازم به مشرب دل پاک اعتقاد اسیر
از توبه روزه دارم و پیمانه می زنم
هوش مصنوعی: من به دل پاک و با ایمان عشق میورزم و حتی اگر در توبه و روزهداری باشم، باز هم از شراب لبریزم.