برگردان به زبان ساده
مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
بند زبان ندارند اهل زمانه چون موج
هوش مصنوعی: به هر کسی داستان یا راز خود را نگویید، زیرا همچون موجها، مردم این زمان توانایی درک عمیق و درست این صحبتها را ندارند.
کی بیمی از شکستن دارد به بحر هستی
تا کشتیی نگردد صید کرانه چون موج
هوش مصنوعی: کسی که از مشکلات و دشواریها نمیترسد و در دریای زندگی با اعتماد به نفس حرکت میکند، به سرنوشتش دچار نمیشود و مثل یک کشتی نمیافتد در دام کرانه، همچون موج.
از خویش اگر گذشتیم راه برون شدن هست
بحر شهادت است این ما در میانه چون موج
هوش مصنوعی: اگر از خودمان فراتر برویم، راهی برای خروج وجود دارد. دریایی از شهادت در پیش روست و ما در میانهی آن مانند موج هستیم.
ما را غبار خاطر در بحر گریه سر داد
او در کرانه چون دشت ما در میانه چون موج
هوش مصنوعی: او با صدای خود ما را به گریه انداخت، مانند دشت وسیع در کنار دریا، ما نیز در میانهی این احساس مثل موجی در حرکت هستیم.
در بر و بحر عالم چون دل مسافری کو
بی آب و دانه چون ما بی آشیانه چون موج
هوش مصنوعی: در این دنیا، در زمین و دریا، دل انسان همچون دل یک مسافر است که بدون آب و غذا، بیسرپناه و مانند یک موج بیقرار میباشد.
در بحر آشنایی تا دیده می گشایم
اشکم کند به راهی هر دم روانه چون موج
هوش مصنوعی: هر زمان که در دنیای آشنایی نگاه میکنم، اشکهایم مانند موجهایی به راه میافتند و میرزند.
تا کی به بحر هستی در بند هیچ بودن
بشکن به زور بازو زنجیر خانه چون موج
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در محدودیتهای زندگی گرفتار بمانی؟ با قدرت ارادهات زنجیرهای دنیای خود را بشکن و مانند موج آزاد و بیقید به جلو حرکت کن.
دریا اسیر گردد از بیقراری من
تیغش همان به خونم دارد زبانه چون موج
هوش مصنوعی: دریا از نا آرامی من به تلاطم میافتد و همانند موج، تیغ آب به خونم میزند.