برگردان به زبان ساده
بود روزی که پا ز این گل برآرم
دمار از روزگار دل برآرم
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که از این گل جدا شوم و از دل و احوال آن خداحافظی کنم.
فکندم لنگر و کشتی شکستم
چه گوهرها کز این ساحل برآرم
هوش مصنوعی: من لنگر را انداختم و کشتیام را شکستم، حالا چه گنجها را میتوانم از این ساحل به دست آورم.
زیک خواب پریشان می توانم
سر از صد عقده مشکل برآرم
هوش مصنوعی: از یک خواب آشفته، میتوانم به راحتی از میان صد مشکل و معضل، حل و گشایش پیدا کنم.
تر و خشک جهان را می شناسم
می از مینا حق از باطل برآرم
هوش مصنوعی: من به خوبی همه چیزهای خوب و بد این دنیا را میشناسم و میتوانم حق را از باطل تشخیص دهم.
چو موجم گریه صد جا می داوند
ندانم چون سر از منزل برآرم
هوش مصنوعی: من همچون موجی هستم که در جاهای زیادی به گریه میافتد، اما نمیدانم چگونه میتوانم از این وضعیت بیرون بیایم.
شهید سرگرانی گشته ام آه
سر از خواب عدم مشکل برآرم
هوش مصنوعی: من در حالتی از فراموشی و غفلت به سر میبرم و کمر بستهام تا از دل تاریکی و بیخبری، آهی برکشید و بیدار شوم.
اسیر از سینه صافی می توانم
هزار آیینه از یک دل برآرم
هوش مصنوعی: من میتوانم از دل پاک و صاف خود هزاران تصویر و انعکاس درست کنم.