برگردان به زبان ساده
به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
به جان رسیده غباری ز خاک راه توام
هوش مصنوعی: من زخمی و مجروح از صیدگاه تو هستم و غبار خاک راه تو بر جانم نشسته است.
به تیغ تغافل نمی توان کشتن
شهید پرسش مژگان عذرخواه توام
هوش مصنوعی: با نادیده گرفتن حقیقت نمیتوان کسی را که جانش را در راه حق داده است، نابود کرد. چشمان تو به من میگوید که برای این بیتوجهی تو معذرت میخواهی.
چه بخت اینکه گل گفتگو توام چید
همین بس است که در سایه نگاه توام
هوش مصنوعی: چقدر خوشبختم که گل زیبایی از صحبتهای تو را چیدهام. همین که در سایه نگاه تو هستم، برای من کافی است.
قلم نرفته به آشفته بهار وفا
به حشر نامه سفید از خط سیاه توام
هوش مصنوعی: قلم نتوانسته به زیبایی و شگفتی بهار وفا برای من نامهای بنویسد که از سیاهی نوشتههای تو خالی باشد.
اسیر باعث بیداد او نمی دانم
چه کرده ای تو که شرمنده گناه توام
هوش مصنوعی: من در چنگال ظلم او قرار دارم و نمیدانم تو چه کردهای که اینقدر از گناهت شرمندهام.