شمارهٔ ۴۹۴
اسیر شهرستانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۹۴
زاهد از سبحه رشته ای دارد
فکر صید فرشته ای دارد
گرچه گل نور چشم گلزار است
لاله حسن برشته ای دارد
چشم آیینه تشنه خط کیست
ورق نانوشته ای دارد
دلم از جور یار پر خون است
گل در خون سرشته ای دارد
نیست جوهر به تیغ یار اسیر
بهر قتلم نوشته ای دارد
شمارهٔ ۴۹۳: محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
شمارهٔ ۴۹۵: فقر هم خودنمایی ای دارد
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زاهد از سبحه رشته ای دارد
فکر صید فرشته ای دارد
هوش مصنوعی: زاهد با تسبیح خود رشته ای از عبادت و پرهیزگاری دارد، اما در ذهنش به دنبال شکار فرشته هایی از خیر و خوبی است.
گرچه گل نور چشم گلزار است
لاله حسن برشته ای دارد
هوش مصنوعی: هرچند گل، زیباترین و محبوبترین گلهاست، اما لاله دارای ویژگی خاصی است که آن را متمایز میکند.
چشم آیینه تشنه خط کیست
ورق نانوشته ای دارد
هوش مصنوعی: چشمی که مانند یک آیینه است، منتظر و مشتاق دانستن هویت کسی است که هنوز زنده نشده و قصهاش نوشته نشده است.
دلم از جور یار پر خون است
گل در خون سرشته ای دارد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ستمهای یار در حال خونریزی است، گلی که در خون ریشه دوانده، حالتی خاص دارد.
نیست جوهر به تیغ یار اسیر
بهر قتلم نوشته ای دارد
هوش مصنوعی: جوهر و خاصیت تندتیزی که در تیغ محبوب وجود دارد، برای من که اسیر او هستم، بیفایده است و به خاطر کشتن من، چیزی بر او نوشته نشده است.