برگردان به زبان ساده
شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من
پر لبی تبخاله دارد از مبارکباد من
هوش مصنوعی: شعلهای که در دل من زبانه میکشد، به خاطر ناامیدی و غصهام میافتد. لبهای من گرم و شاداب است، اما در واقع درد و غم در درونم وجود دارد.
در دل از شوخی خیالش هم نمی گیرد قرار
دارد افسونی که هر دم می رود از یاد من
هوش مصنوعی: در دل، خاطرات شوخیهای او آرامش نمیدهد و در آن افسون و جادویی وجود دارد که هر لحظه از یادم میرود.
بیستون گر معدن الماس باشد باک نیست
تیشه از لخت جگر دارد به کف فرهاد من
هوش مصنوعی: اگر بیستون، معدن الماس هم باشد، من نگران نیستم؛ زیرا فرهاد تیشه را با لختی از جگر خود به دست دارد.
زور بازوی رسا دارد به افسونش چه کار
دام را در خاک پنهان کی کند صیاد من
هوش مصنوعی: قدرت بازوی قوی به جادو کردن نیازی ندارد؛ صیاد با زیرکی خود میتواند دام را در خاک مخفی کند.
گرد کلفت توتیا گردیده در چشمم اسیر
تا خرابی کرد تعمیر دل آباد من
هوش مصنوعی: به خاطر سنگینی دردها و غم هایی که در زندگی دارم، چشمانم به نوعی مسخ شده و در گناه و ناامیدی گرفتار شده است. این وضعیت موجب شده که حال و روز دل شاداب و آباد من به خرابی بکشد.