برگردان به زبان ساده
رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست
خاکم به باد رفت و گرانجانیم به جاست
هوش مصنوعی: من در چشم روزگار شرمنده و رسوا هستم و غم من همچنان باقی است. خاک من به باد رفته و بار سنگین زندگیام هم به جای خود باقی مانده است.
حیرت پرست یاد تو بودم جنون رسید
از یاد خویش رفتم و حیرانیم به جاست
هوش مصنوعی: من از یاد تو به شدت شگفتزده و حیرتزده بودم، اما حالا به جنون رسیدهام و خودم را فراموش کردهام. حیرت من همچنان باقی است.
در دیده نقش کعبه و در دل هوای دیر
هرگز نه کافری نه مسلمانیم به جاست
هوش مصنوعی: در چشمهایمان تصویر کعبه و در دلمان آرزوی کلیسا وجود دارد. نه ما کافر هستیم و نه مسلمان؛ ما در جایگاه خود هستیم.
معمورتر زخانه آیینه گر شوم
در دل غبار حسرت ویرانیم به جاست
هوش مصنوعی: اگر در دل خود به غبار حسرت ویرانیام فکر کنم، بهتر است که مانند آیینهای در خانه، روشن و شفاف باشم.
از گریه پر غبار مرا گل مکن اسیر
غافل مشو که ذوق پریشانیم به جاست
هوش مصنوعی: از درد و اندوه من غمگین نشو، چرا که من با احساسات آشفتهام، نگذار که غفلت تو مرا به زحمت بیندازد.