برگردان به زبان ساده
در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
تا دچار او شدم دل بر جدایی بسته ام
هوش مصنوعی: به خاطر وفای تو، جادویی از بی وفایی را به وجود آوردهام، اما حالا که عاشق او شدهام، دل خود را به جدایی سپردهام.
دامها دارد نهانی با کشاکشهای عشق
خویش را عمدا به زنجیر رهایی بسته ام
هوش مصنوعی: در دل خود درد عشق را نهان کردهام و عمدی خود را در قید زنجیری از رهایی نگه داشتهام.
بسته ام چشم امید از مهربانیهای خلق
از شکست خویش دست مومیایی بسته ام
هوش مصنوعی: من از مهربانیهای دیگران ناامید شدهام و در نتیجه، دیگر به هیچکس امیدی ندارم. همچنین از شکست و ناکامیام به قدری دلم گرفته که خود را به نوعی محدود کردهام.
فارغم از اختلاط غیر و دارم یاد دوست
دورگردم تهمتی بر آشنایی بسته ام
هوش مصنوعی: من از اختلاط با دیگران بینیازم و یاد دوست را در ذهن خود دارم، به همین خاطر برای خودم به دیگران اتهاماتی نسبت میدهم که نمیتوانند با من آشنا شوند.
توبه کردم تا رسم در خاطر ساقی اسیر
پارسایی را به خود از نارسایی بسته ام
هوش مصنوعی: من از گناه خود پشیمان شدم تا دیگر در ذهن خود یاد و خاطره ساقی با دینداری را که اسیر نقصها و کمبودهاست، نداشته باشم.