برگردان به زبان ساده
سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
همه تن دیده ام شغل تماشای کسی دارم
هوش مصنوعی: تمام وجودم پر از یکدلی و آرزوی دیدن کسی است. من فقط به تماشا و مشاهده آن شخص پرداختهام.
اگر گستاخم ای فرزانگان معذور داریدم
ز بی پروایی آن مه چه پروای کسی دارم
هوش مصنوعی: اگر من بیادب یا جسور به نظر بیایم، ای خردمندان، لطفاً مرا ببخشید. چون من که در برابر آن شخص با شهامت قرار گرفتهام، دیگر هیچ نگرانی از هیچکس ندارم.
نگاهم گرده گلزارها در آستین دارد
سواد بینش از خاک کف پای کسی دارم
هوش مصنوعی: نگاهم به باغها و گلزارها جلب شده و در دل خود بصیرتی دارم که از تجربههای شخصی و دشواریها به دست آمده است.
تمنا کشته تیرش تغافل زخم شمشیرش
ندانم اینقدر دانم که سودای کسی دارم
هوش مصنوعی: آرزوی کسی را دارم که بیخبر از من، با تیر زخمزنی و با شمشیر جفا میکند؛ اما نمیدانم این احساس من چقدر عمیق است.
غبار من اسیر از سرکشی برخاک ننشیند
مگر در سر هوای سرو بالای کسی دارم
هوش مصنوعی: غبار من به خاطر سرکشیام بر روی زمین نمینشیند مگر اینکه به خاطر کسی که در آرزویش هستم، باشد.