برگردان به زبان ساده
گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشد
سست همت بین که هر نقش پیش محمل نشد
هوش مصنوعی: هرچند که مجنون نتوانست عشقش را به هوس تبدیل کند، اما ببین که آدمهای ضعیفاراده هیچگاه به هیچ خواستهای دست پیدا نمیکنند.
تا سواد از سطر زنجیر جنون روشن نکرد
طفل ما را در دبستان دانشی حاصل نشد
هوش مصنوعی: تا وقتی که زنجیر جنون برای ما روشن نشود، از آموزش و دانش در دبستان بهرهای نخواهیم برد.
در قمار عشق باشد باختن نقش مراد
تا کسی را دل نرفت از دست صاحبدل نشد
هوش مصنوعی: در بازی عشق، باختن این است که نتوانی به خواستهات برسی و دل کسی را به دست نیاوری؛ زیرا اگر دل کسی را از دست بدهی، دیگر نمیتوانی به آرامش برسی.
نذر دیر و کعبه از داغ درون با صد نیاز
شمعها بردیم تا او شمع هر محفل نشد
هوش مصنوعی: ما با دلِ پر از عشق و غم، نذورات خود را به معابد و کعبه بردیم و شمعها را روشن کردیم، اما او هنوز نشانهای از حضورش در این محافل به نمایش نگذاشت.
درد مجنون را طواف کعبه بهبودی نداشت
هرگز افسون محبت از دعا زایل نشد
هوش مصنوعی: درد و رنج مجنون هیچگاه با زیارت خانه کعبه بهبود نیافت و هرگز جادو و تأثیر عشق از دعاها کم نشد.
سینه را نگشود از تنگی دری بر روی دل
تا گشادی از کلید خنجر قاتل نشد
هوش مصنوعی: دلش نمیتوانست از فشار تنگی در، باز شود و به روی احساساتش بپرد، چرا که ترس از ورود دردناک خنجر دشمن مانع بود.
ناخن عشقت گره از رشته هرکس گشود
هرگز او را یک سر مو عقده ای مشکل نشد
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری قوی است که پیچیدگی و مشکلات هر کس را به راحتی حل میکند و هیچگاه آن شخص را به دردسر نمیاندازد.
رحم اگر آید تو را در کشتنم تأخیر چیست
هرگز او را یک سر مو عقده ای مشکل نشد
هوش مصنوعی: اگر رحم و شفقتی به من بیاید، پس چرا در کشتن من تأخیر میکنی؟ هیچگاه یک مشکل کوچک به ظرافت یک موی سر حل نشده است.
رحم اگر آید تو را در کشتنم تأخیر چیست
صید وحشی کی گرفت آرام تا بسمل نشد
هوش مصنوعی: اگر رحم و شفقتی در کار باشد، پس چرا در کشتن من تأخیر میکنید؟ شکارچی هرگز نمیتواند به آرامش برسد تا زمانی که طعمه را شکار نکرده باشد.
موج دریا کی به کامش خنجر طوفان شکست
در محبت کشتی ما تشنه ساحل نشد
هوش مصنوعی: موج دریا هیچگاه با سختی طوفان به آرزوی خود نمیرسد و در عشق و محبت، کشتی ما هرگز به ساحل مطلوبش نرسید.