شوق روزی که پی چاک گریبان میگشت
عمرها بود که مجنون تو عریان میگشت
یاد معماری مجنون که ز خاکستر دل
رنگ هر خانه که میریخت بیابان میگشت
گردش چشم تو روزی که شکارم میکرد
تا چهها در دلت ای زود پشیمان میگشت
ناله را با نفس سوخته بنواخته بود
که نیستان چقدر بیسر و سامان میگشت
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شوق روزی که پی چاک گریبان میگشت
عمرها بود که مجنون تو عریان میگشت