دیوانه تو بار محبت نمی کشد
آواره تو منت الفت نمی کشد
نی خار خار هستی و نی ذوق نیستی
دارم دلی که منت حسرت نمی کشد
گفتن حکایتی و خموشی روایتی
دردی است درد عشق که طاقت نمی کشد
عاشق که پی نبرد به بیگانگی اسیر
وصلش به کام و کام به فرصت نمی کشد
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دیوانه تو بار محبت نمی کشد
آواره تو منت الفت نمی کشد