برگردان به زبان ساده
آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت
نگهی کرد که صد ملتمس از یادم رفت
هوش مصنوعی: از شوق و هیجان، نفس کشیدن از یادم رفت، او نگاهی انداخت و همه درخواستها و خواهشهایم از یادم رفت.
خط چوگان دلم از سایه مژگان دزدید
شوخی چنگل باز و قفس از یادم رفت
هوش مصنوعی: قلمی که بر روی کاغذ حرکت میکند، قادر است احساسات عمیق قلبم را به تصویر بکشد، و یاد من از تمام نگرانیها و مشکلات روزمره پاک شده است.
سوختن تا گل صد برگ در آغوشم ریخت
چمن رنگرزیهای خس از یادم رفت
هوش مصنوعی: به خاطر شعف و زیبایی گل صد برگ، همه چیزهای دیگر را فراموش کردهام و فقط لحظههای شیرین را در آغوشم احساس میکنم.
شیشه زهر خموشی شکرم ریخت به کام
طوطیی پر زد و جوش مگس از یادم رفت
هوش مصنوعی: شیشهای پر از زهر سکوت را برای طوطی شیرین زبانی ریختند و پرواز کرد، و جوش و هیجان مگس از خاطرم پاک شد.
حیرتی گشت رسا شعله آوازم شد
چقدر زمزمه نیمرس از یادم رفت
هوش مصنوعی: شعلهای از حیرت و شگفتی در دل من روشن شده و صدایم به اوج رسیده است. در این حال، زمزمهی خفی و دلنشینی که همیشه در خاطر داشتم، از یادم رفته است.
ناله عریان اثری جامه احرام کنند
جای دل اول منزل جرس از یادم رفت
هوش مصنوعی: صدای نالهای بدون پوشش، تأثیرش همچون لباسی مخصوص عبادت است. جای دل، اولین ایستگاه در سفر، صدای جرس از یادم رفته است.
اینقدر حرف تمنا ز که می پرسی اسیر
جلوه ای دیدم و یاد هوس از یادم رفت
هوش مصنوعی: من به قدری به زیبایی و جذابیت تو مبتلا شدم که حتی از خواستههایم نیز یادم رفت.