برگردان به زبان ساده
دل را چگونه منع محبت کند کسی
گیرم که بشنود چه نصیحت کند کسی
هوش مصنوعی: چطور میتواند کسی دل را از عشق بازدارد، وقتی که میداند چه نصیحتهایی را ممکن است بشنود؟
مستی ز باده خنده ز گل خرمی ز باغ
در زیر آسمان چه فراغت کند کسی
هوش مصنوعی: در زیر آسمان، کسی با نوشیدن شراب و خنده از گلها و لذت از باغ احساس راحتی و آرامش میکند.
گشتم غبار و از سر کویش نمی روم
دیگر چه خاک بر سر طاقت کند کسی
هوش مصنوعی: دیگر به هیچ جایی نمیروم و فقط در کنار او مینشینم، چون تحمل تحمل رنج و غم را ندارم.
ما خود کمر به دشمنی خویش بسته ایم
در حق ما دگر چه مروت کند کسی
هوش مصنوعی: ما خود به دشمنی با خود مشغول هستیم، پس دیگران چگونه میتوانند با ما مهربانی کنند؟
این زندگی کرایه مردن نمی کند
بهر کدام عمر وصیت کند کسی
هوش مصنوعی: این زندگی اجازه نمیدهد که برای مردن از قبل برنامهریزی کنیم یا کسی بخواهد برای پایان عمرش تصمیمی بگیرد.
گیرم که مهد امن و امان گشته روزگار
کو گوشه ای که خواب فراغت کند کسی
هوش مصنوعی: حتی اگر زمان حال به آرامش و امنیت رسیده باشد، کجاست آن نقطه که کسی بتواند در آنجا با خیال راحت استراحت کند و آرامش یابد؟
با شکوه ساختم که مبادا نهان ز من
شکرتو در لباس شکایت کند کسی
هوش مصنوعی: من با شکوه و زیبایی زندگی خود را بنا کردم تا هیچکس نتواند در لباس نارضایتی، از محبه و دوستی تو شکایت کند.
غمگین مباش اسیر که هر چند تیره است
شام تو را چو صبح سعادت کند کسی
هوش مصنوعی: غمگین نباش که اگرچه شبهای تاریک و غمگینی داری، اما روزی خواهد آمد که این سختیها به خوشی تبدیل میشود.