برگردان به زبان ساده
کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم
برقتاز آهم از تاراج طاقت می رسم
هوش مصنوعی: کاروان اشک من از سرزمین حیرت میگذرد و به شدت آهم مرا از تضعیف طاقت به مقصد میرساند.
آستان آرایی ای دارم ز یاد دوستان
پای تا سر سجده شکرم به خدمت می رسم
هوش مصنوعی: به یاد دوستانم، با نهایت احترام و قدردانی به خدمت میرسم و تمام وجودم را در برابر این محبتها خم میکنم.
جذبه شوق وطن بی اختیارم می کشد
صید خونگرمم به پاس دام الفت می رسم
هوش مصنوعی: شوق و عشق به وطن به طور طبیعی مرا سمت خود می کشد و باعث می شود که با شوق و محبت به سمت آن بروم.
سنگ طفلان می کند پرواز استقبال من
روح مجنونم ز صحرای محبت می رسم
هوش مصنوعی: کودکان با سنگهای خود به استقبال من میآیند و من با روح دیوانهام از دشت عشق به اینجا میرسم.
دور باد از کینه افلاک و چشم بد اسیر
بعد ایامی که از قحط فراغت می رسم
هوش مصنوعی: از کینهٔ آسمان و چشمهای چشمنظر دور باش، بعد از روزها و سختیهایی که از نبود آزادی به آن رسیدم.