برگردان به زبان ساده
ز بسکه هر طرف از خاطرم غبار نشست
نمی توان به سر راه انتظار نشست
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه غبار یاد و خاطرهها در همه جهات نشسته، نمیتوانم به انتظار و امیدواری بمانم.
فتاده ای که ز امداد بیکسی برخاست
شکفته رو به سر خاک اعتبار نشست
هوش مصنوعی: به کسی که در شرایط سخت و بدون کمک دیگران توانسته است بلند شود و به زندگی ادامه دهد، احترام میگذاریم و او را تحسین میکنیم. او با چهرهای شاداب و با اعتماد به نفس به عنوان شخصی معتبر و با ارزش در میان مردم شناخته میشود.
گرفت آینه گل در کنار(و) شبنم ریخت
کشید ساغر می نقش نوبهار نشست
هوش مصنوعی: گلی در کنار آینه قرار گرفت و شبنم بر آن ریخت. سپس با شوق، جام می را برداشت و نشان بهار تازه را به تماشا نشست.
غبار یاس به تعظیم رفتنش برخاست
کسی که آمد و در بزم روزگار نشست
هوش مصنوعی: غبار یاس به احترام کسی بلند شد که به مهمانی زندگی آمد و در آنجا حضور یافت.
ریاض شکر بخندد از این ترانه اسیر
که نقش سجده ام آخر به کوی یار نشست
هوش مصنوعی: باغها به خاطر این ترانه دلانگیز شاداب میشوند، چون منجلی از عشق و شوق در برابر معشوق سجده کردهام.