برگردان به زبان ساده
بیا و در دلم ای وحشت آشنا بنشین
چو چشم خود به سراپرده حیا بنشین
هوش مصنوعی: بیایید و در دل من که پر از نگرانی است، جای بگیرید. مانند اینکه چشمان خود را به پرده حیا و حجاب نزدیک کنید.
ز یاد چشم تو شیرین حکایتی دارم
برای خاطر ما یک نفس بیا بنشین
هوش مصنوعی: من خاطرهای شیرین از چشمان تو دارم، برای خاطر ما یک لحظه بیایید و بنشینید.
سبکروی ثمر نوبهار آزادی است
به پای سرو روان یک دم ای صبا بنشین
هوش مصنوعی: سبکروی و شادابی حاصل بهار آزادی است؛ ای نسیم! یک لحظه کنار درخت سرو بایست و استراحت کن.
کدام سعی که آوارگی پناه نشد
به شاهراه توکل چو نقش پا بنشین
هوش مصنوعی: کدام تلاشی که باعث نشد من در آوارگی پناه بگیرم، مانند نشانهای از توکل بر خدا به جای تو قرار بگیرم؟
اگر زموج قدح درس دل نمی خوانی
به خاک مدرسه چون نقش بوریا بنشین
هوش مصنوعی: اگر در دل خود علم و معرفت را جستوجو نمیکنی، پس مانند نقش و نگاری بیفایده در مدرسه نشستهای.
خطر شناس شو ار روشناس طوفانی
به مرگ شرطه و تدبیر ناخدا بنشین
هوش مصنوعی: خودت را آماده کن و خطرات را بشناس، زیرا در شرایط سخت و طوفانی، باید با تدبیر و هوشمندی عمل کنی تا از خطرهای مرگبار جان سالم به در ببری.
نظر به روی تو کردن ز دور هم چمن است
به بزم ما ننشینی بیا جدا بنشین
هوش مصنوعی: او با اشاره به زیبایی و جذابیت چهرهات، میگوید که حتی از دور هم زیبایی چهرهات آرامشبخش است. اما اگر در جمع ما نمینشینی، بهتر است که به دور از ما تنها بنشینی.
به دام زلف کسی می تپی چرا سبکی
اسیر دل شده در سایه هما بنشین
هوش مصنوعی: چرا به خاطر زیبایی کسی خود را در خطر میاندازی؟ تو که اسیر دل شدهای، بهتر است در کنار محبت و گرمی پرندهها آرامشی پیدا کنی.