برگردان به زبان ساده
گریه بیقرار پیدا نیست
نمک روزگار پیدا نیست
هوش مصنوعی: در زندگی گاهی اوقات احساس بیقراری و ناراحتی میکنیم، اما نمیتوانیم دلیل مشخصی برای آن بیابیم. به نظر میرسد که در این سفر زندگی، درد و رنجی وجود دارد که نمک زندگی ماست، و بدون آن زندگی ممکن است طعم و مزهاش را از دست بدهد.
دیدم آیینه خانه دو جهان
هیچکس غیر یار پیدا نیست
هوش مصنوعی: من در آیینهای که نشاندهندهی دو جهان است، هیچکس جز یار را نمیبینم.
بسکه در دل گداختیم نفس
خاک ما را غبار پیدا نیست
هوش مصنوعی: تا حدی در دل خود ذوب شدیم که نشانهای از خاک ما نمیتوان دید.
بینش ناقص که می گوید
که نهان آشکار پیدا نیست
هوش مصنوعی: بینش محدود میگوید که آنچه در دل پنهان است، هیچگاه به وضوح نمایان نمیشود.
دود آه که گشت عالمگیر
شعله شبهای تار پیدا نیست
هوش مصنوعی: دود آهها به قدری فراگیر شده است که شعلۀ شبهای تاریک دیگر دیده نمیشود.
حیرتم صد چمن شکفت و هنوز
اثر از نوبهار پیدا نیست
هوش مصنوعی: من از این که بهار آمده و چمنها شکوفه دادهاند، شگفتزدهام، اما هنوز نشانهای از زیباییهای بهار دیده نمیشود.
چه بهشتی است عالم مشرب
خواری از اعتبار پیدا نیست
هوش مصنوعی: این دنیا مانند بهشتی است که آدمی در آن، به خاطر ناشایستگی و عدم اعتبار خود، نمیتواند از آن لذت ببرد.
اعتدال هوای دل ما را
همه گل کرده خار پیدا نیست
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر اعتدال و آرامش، بسیار خوشبو و شاداب شده است و در این فضا هیچ گونه مشکل یا درد و رنجی وجود ندارد.
چه بگویم ز راز عشق و جنون
رنگ و بوی بهار پیدا نیست
هوش مصنوعی: در مورد عشق و جنون چه بگویم، که نشانی از زیبایی و تازگی بهار در آن وجود ندارد.
بر سر راه انتظار اسیر
روزم از روزگار پیدا نیست
هوش مصنوعی: در مسیر انتظار، روزها به سختی میگذرد و اثری از تحولات زندگی نمیبینم.