برگردان به زبان ساده
هر سبزه این باغ نشان خم دامی است
هر سرو و گلی نغمه سرای جم و جامی است
هوش مصنوعی: هر سبزهای در این باغ یادآور دامهای پنهانی است، و هر درخت سرو و گلی مانند آوازخوانانی هستند که در جشن و سرور مشغول خواندن هستند.
آمیخته با چشم ترم شور تماشا
هر قطره سرشکم نمک فتنه عامی است
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک است و این اشکها برایم گویی تماشای یک ماجرای شیرین و دردناک هستند. هر قطره اشکم به نوعی نمایانگر فتنه و دسیسهای است که در دوران عادی زندگیام وجود دارد.
وارستگی ما وگرفتاری عالم
هر وحشی رم کرده نظر کرده دامی است
هوش مصنوعی: آزادی ما و مشکلات جهان، هر موجود زندهای را که در بند گیرافتاده، به دام انداخته است.
شبنم به شرر حوصله داغ فروشد
در گلشن و گلخن ز تمنای تو دامی است
هوش مصنوعی: شبنم با اشتیاق خود در باغ و گلخانه، دلی پر از آرزو از تو به نمایش میگذارد.
آتشکده سینه نظر یافته کیست
در کلبه ام از شور نفس شرب مدامی است
هوش مصنوعی: در سینه من آتشکدهای وجود دارد که به دیدار آن کیست؟ در کلبه من از شدت نفس کشیدن، شربتی مداوم وجود دارد.
احوال غریبان ز فراموشی خود پرس
هر ناله که از خاطر ما رفته پیامی است
هوش مصنوعی: احوال بیقراران را از فراموشی خود بپرس، هر اندوه و درد که از یاد ما رفته، نشانهای از وجود پیام و خبری است.
بیگانگیم سوخت ز بیداد تو فریاد
مستانه جوابی که غریبانه سلامی است
هوش مصنوعی: درد و رنج ناشی از بیگانگی و ستم تو، باعث شده تا فریاد من به صدای سرمستی تبدیل شود، اما پاسخ من به تو به گونهای است که مانند سلامی غریب و دورافتاده به نظر میرسد.
شبگرد تو کارش نه به شمع است و نه با دل
نقش قدم گرمروان ماه تمامی است
هوش مصنوعی: شبگردی که در شبها میچرخد، نه به نور شمع نیاز دارد و نه دلش به یاد آدمها گرم است؛ زیرا نور و زیبایی تمام شب در ماه نهفته است.
بیتابیش افکنده به آسایش جاوید
یکبار نظر کن که اسیر تو چه خامی است
هوش مصنوعی: دلتنگی و ناراحتی این فرد به حالتی اشاره دارد که او به آرامش جاودان فکر میکند. او از تو میخواهد یکبار به او نگاه کنی و ببینی چقدر نسبت به اسارت و گرفتاریات ناتوان و بیخبر است.