برگردان به زبان ساده
لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
داغ تو کرده گل به گریبان چو لاله ام
هوش مصنوعی: من از شراب هستی هرگز لب نزنم، اما پیالهام به خاطر عشق تو داغ و سوزان شده است، مانند لالهای که گلبرگهایش به خاطر غم و اندوه به گریبانش چسبیده است.
تا چون جرس زبان فغانم گشوده اند
دل گشته است یک گره از تار ناله ام
هوش مصنوعی: زمانی که صدای جرس درد و فریاد من را به گوش میرساند، دل من به خاطر نالههای عمیق و غمانگیزم، به یک گره پیچیده و گرفتار شده است.
ساقی زیک پیاله خرابم بهار کو
عمر دوباره داد شراب دو ساله ام
هوش مصنوعی: ای ساقی، به خاطر گذراندن لحظاتی تلخ و نابودم، به من بنوشان که بیداری و زندگی دوبارهای را مانند بهار تجربه کنم. شراب کهنهام، دو ساله است و میخواهم از این نوشیدنی استفاده کنم تا حس تازگی و جوانی را دوباره بیابم.
شرمنده غنچه ام ز نسیمی نبوده است
هرگز گره ز دل نگشوده است لاله ام
هوش مصنوعی: من از نسیمی که بر من وزیده است، شرمندهام، زیرا هیچگاه نتوانستهام گرهای از دل خود باز کنم. من لالهای هستم.
از بس ز بیم خوی تو دزدیده ام نفس
یک پرده پست تر ز خموشی است ناله ام
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از اخلاق تو، آنقدر نفس خود را نگه داشتهام که نالهام از سکوت هم کمجلوهتر شده است.
درگلستان ز باده خون جگر اسیر
مانند لاله داغ بود هم پیاله ام
هوش مصنوعی: در باغ، نوشیدن شرابی که از دل درد و رنج برمیخیزد، مرا مانند لالهای داغ و سوخته کرده است؛ این حال و وضع من مثل پیالهای است که از آن شراب مینوشم.