برگردان به زبان ساده
به از درد او جان پناهی ندارد
ز تن منت برگ کاهی ندارد
هوش مصنوعی: عذاب و رنج او چنان بزرگ است که هیچ راه نجاتی برای جانش از این درد وجود ندارد، و حتی زحمت و تلاش کمی هم نمیتواند کمککننده باشد.
هنر نیست در خون نشاندن دلی را
که سامان شبگیر آهی ندارد
هوش مصنوعی: کار هنری نیست اگر دلی را که در شب تاریکی امیدی ندارد، به زخم و رنج دچار کنیم.
نبینی به عمر ابد وادیی را
که تا خضر هم خضر راهی ندارد
هوش مصنوعی: در زندگی خود، هرگز در مسیر زندگانی هیچ راهی را نخواهی دید که حتی پیامبر خضر نیز نتواند راهی برای عبور از آن بیابد.
به بزمی که رشکم کند پاسبانی
دلم از تو چشم نگاهی ندارد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی آن جشن و شادیها حسادت میکند، اما از تو انتظاری ندارد که به من نگاهی بیندازی.
نخواهد کسی از تو خون اسیری
که جز بیزبانی گواهی ندارد
هوش مصنوعی: هیچکس از تو خون یک اسیر را نخواهد، چون تنها شاهدی بر این موضوع نداریم که به زبان میآید.