برگردان به زبان ساده
از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت
این غنچه از طراوت آب گهر شکفت
هوش مصنوعی: به دلیل ذهن پاک و بینش درست اهل علم و نظر، این گل شکفته شد؛ مانند این که جوانهای از لطافت و زیبایی آب مروارید به آرامی باز میشود.
آیینه خواب بود که دل از خیال تو
یک پیرهن ز صبح دوم بیشتر شکفت
هوش مصنوعی: آینه خواب بود و دل از خیال تو بیشتر از یک پیراهن که در صبح زود باز شده، شکفته و شکوفه زده است.
پیش از خیال جلوه او دل به خون تپید
زان پیشتر که باغ بر آرد ثمر شکفت
هوش مصنوعی: قبل از آنکه حتی به خاطرش بیفتیم، دل ما به شدت غمگین و نگران بود. این احساس درد و انتظار پیش از آن بود که باغ شروع به میوه دادن و شکوفا شدن کند.
شمشیر آبدار شد و لعل شاهوار
در سنگ خاره گل ز چمن شوخ تر شکفت
هوش مصنوعی: شمشیر باطراوت و زیبا و گوهر سرخ مثل سنگ سخت درخشید و گلی از چمن شکوفهای شادابتر از خود را نشان داد.
در شیشه باده بود و در آیینه عکس تو
کی در ریاض فیض گلی بر ثمر شکفت
هوش مصنوعی: در ظرف شراب تصویری از تو بود و در آینه نمای تو، چه زمانی در باغ لذت، گلی بر درخت شکوفا شد؟
سیر بهار گلشن بی رنگ شوخ تر
هر ساغری که خورد به رنگ دگر شکفت
هوش مصنوعی: در بهار، باغی که پر از گل است، هر بار که چشیده شود، رنگ و زیبایی تازهای به خود میگیرد و شکیبایی و شوق بیشتری از خود نشان میدهد.
از سایه گرد سرو تو آیینه خانه طرح
باغ آن هوا گرفت که دیوار و در شکفت
هوش مصنوعی: از سایهی زیبای سرو تو، تصویر باغ در آینهی خانه نقش بست و دیوار و در نیز به گل نشستند و شکوفا شدند.
سازد هوای شوق جنون غنچه مرا
چندان دلم تپید که در زیر پر شکفت
هوش مصنوعی: عشق و شوق چنان مرا پر از احساس کرده که دل من به شدت میزند و در زیر پر گل، آرامش یافتهام.
دارد هوای ابر جنون گوشه قفس
آمد بهار اسیر و گل بال و پر شکفت
هوش مصنوعی: ابرها حال و هوای دیوانگی دارند، بهاری که در قفس گرفتار است، با شکفتن گلها بال و پر میگشاید.